بولوار جمهوری اسلامی عرصه تلاقی فرهنگ و صنعت و خدمات اجتماعی

اخبار ترشیز
Typography

وقتی به شهر می‏اندیشید، چه چیز به خاطرتان خواهد آمد؟ یقین خیابان‏های شهر یکی از چیزهای است که به خاطرمان خواهد آمد. هنگامی که خیابان‏هاي شهرمان زیبا و جالب باشد کاشمر سرزنده،

و زمانی که خیابان‏هاي شهرمان زشت و خسته کننده باشد، کاشمر ملال‏آور است. یادمان نرود؛ خیابان یک گذرگاه عمومی است که ساختمان‏ها، دیوارهاي آن را تشکیل می‏دهند و جذابیت زیباشناختی آن از فضایی است که در چشم‏انداز خیابان و بناهاي وابسته به آن آفریده می‏شود. تجربه نشان داده است که اگر میان ارتفاع ساختمان‏هاي کناري و عرض خیابان تناسب خوبی برقرار شود، لذت زیباشناختی، احساس رهایی و گشودگی برخلاف احساس تنگنا و بسته بودن؛ تکرارپذیري خوشایند در مقابل تکرار طولانی و ملال‏آور ایجاد می‏کند. در خیابان‏گردی این شماره سری به بولوار جمهوری اسلامی می‏زنیم.

بولوارها در تعریف درست شهری‌شان، معمولاً در یک راستای مستقیم از یک نقطه مهم شهری شروع و به نقطه مهم دیگر می‌رسند. بولوارها معمولاً طول خیلی زیادی ندارند، چون باید میان این دو نقطه مهم مناسب برای پیاده‌روی که حرکت غالب در بولوار است، باشند. بولوارها باید مسیرهایی مناسب برای حرکت‌های پیاده و سواره باشند. اهمیت بولوارها در همه دنیا، به مناسبات اجتماعی است که درون آنها اتفاق می‌افتد و رفت‌وآمد و برقراری ارتباط میان پیاده‌ها و تا حدودی سواره‌هاست که بولوار را متفاوت از هر معبر و گذر شهری دیگری می‌کند. روزانه صدها شهروند کاشمری و غیرکاشمری، سواره و پیاده از اینجا می‌گذرند. بیشتر جداره بولوار جمهوری اسلامی را فضاهای آموزشی، اداری، خدماتی و فرهنگی اشغال کرده‌اند. ساختمان‏های این بولوار در برخی جاها شبیه هم هستند، ولی در کل در این محور شاهد یک اغتشاش معماری تمام‌عیار هستیم.

در امتداد این بولوار مناسبات اجتماعی شهروندان در مقیاس شهری مجسم می‌شود؛ اینجاست که روابط اجتماعی مردم، در قالب‌هایی مختلف خود را نشان می‌دهند. در امتداد این بولوار است که نشانه‌های همزیستی مناسبات خشن زندگی مدرن، با ارزش‌های انسانی پیوند می‌خورد. در امتداد این خیابان‌ پهن است که سواره‌ها و پیاده‌ها راه‌شان می‌روند. خیابان جمهوری اسلامی یا خیابان 46 متری عمری هم‏پایه انقلاب اسلامی دارد. باید بنیاد مسکن و چند شرکت تعاونی مسکن را آغازگران عمران و آبادانی این مسیر بدانیم. از میدان غدیر تا میدان معلم شاهد بولواری هستیم که به عنوان یک شریان ارتباطی تسهیل کننده شمال و جنوب شهر است و هسته مرکزی شهر را به شهرک‏های جدید‏الاحداث چهل ساله اخیر در غرب متصل می‏کند.

این بولوار ساختارهای مختلف را در خود جای داده است. از میدان غدیر که پای در این مسیر می‏گذاری تنوع تبلیغات تعمیرگاه‏های خودرو و مغازه‏های فروش لاستیک و لوازم یدکی ترا به خود می‏خواند. در این بخش در کنار راسته مکانیکی‏ها باید گوشه چشمی هم به جوشکاران و درب و پنجره سازان داشته باشید. در کنار اینان فعالان حوزه تاسیسات ساختمانی دیده می‏شوند. تا نزدیک اداره ثبت احوال این وضعیت تقریباً در دوسوی بولوار دیده می‏شود. از فلکه آمار به سوی میدان معلم حال و هوای دو سوی بولوار عوض می‏شود. اینجا مغازه‏های دیگر در مقابل چشمانت رژه می‏روند. از پس حضور دیوارهای چند مدرسه و نرده‏های چند اداره چشمانت به جمال چند مغازه روشن می‏شود. در فاصله دیوارهای مذکور در جای جای دوسوی بولوار در فاصله ورودی دو میلان تعدادی مغازه در کنار هم جا خوش کرده‏اند.

در نگاه اول آنچه در این محور برایم جالب است نبود عنصری به نام بازار است. حتی بازارچه هم در این مسیر دیده نشده است. انگار عبور عابران در پیاده‏روها جدی نیست. این محور برای سرعت است. یک محور مواصلاتی برای رد شدن یا رسیدن به یک اداره و مدرسه و باشگاه است. در ایام مدارس این مهم پررنگ‏تر است. این چند مغازه هم انگار برای اهالی میلان‏های منشعب از این مسیر است. این مسیر فاقد مرکز تجاری و پاساژ است. الا در جوار میدان غدیر در جای دیگر از آن بانکی دیده نمی‏شود. از سمت میدان معلم که وارد این بلوار می‏شوی در جوار خانه‏های سازمانی متوجه مسدود شدن یکی از میلان‏ها می‏شوید. اینگونه فضاها هم قابل تامل است. در دو سوی این مسیر انگار پدیده‏ای به نام محله وجود ندارد.

نبود محلات در این محور نیز قابل تامل است. ساکنان میلان‏های مرتبط با بولوار جمهوری اسلامی از نقاط مختلف شهر در اینجا حاضر شده‏اند. در این مسیر مسجد یا هیئتی مذهبی دیده نمی‏شود. مسجد مجنونی در جوار میدان غدیر مربوط به خیابان شهید مدرس است. مجموعه مسجد امام رضا(ع) هم در خیابانی موازی این بولوار قرار دارد. شنیدم که ساکنان به هیئات مذهبی محلات آبا و اجدادی خود در سطح شهر و زادگاهشان در آبادی‏های اطراف وفادارند. بولوار جمهوری اسلامی عرصه تلاقی حوزه‏های مختلف است. از یک سو حدواسط میدان غدیر تا فلکه آمار در اختیار برخی از مشاغل تولیدی و خدماتی و تعمیراتی است. از سوی دیگر شاهد حضور انواع آموزشگاه و مدرسه در آن هستیم.

در چند جا بافت اداری دارد. به لطف سالن خاتم‏آلانبیاء(ص) با مقوله ورزش در ارتباط است. این مجموعه چند سالی است که در ماه محرم به لطف حضور فرهنگیان حال و هوای هیئتی به خود می‏گیرد. به لطف وجود مجتمع فرهنگی سرو کاشمر این بلوار قبله اهالی فرهنگ و ادب و هنر شهر محسوب می‏شود. این محور فاقد پارک و پردیس است. شاید نزدیکی به پارک بسیج و پارک معلم این فقدان را پوشش دهد. البته فضای مشجر مجاور مجتمع فرهنگی سرو کاشمر می‏تواند کارکردی شبیه باغ موزه را داشته باشد. پیشنهاد می‏شود تندیس و سردیس مفاخر و مشاهیر کاشمر در این فضا به لطف هنرمندان هنرهای تجسمی منطقه بنیان گذاشته شود. نرده‏های این مجموعه هم می‏تواند به عرصه هنرنمایی هنرمندان دیارمان تبدیل شود.

حال که بحث هنر شده باید بضاعت این بلوار را از نظر تعداد اِلمان و نماد تحسین کرد. البته این بضاعت با توجه به گستره این بولوار اندک است ولی در قیاس با سایر نقاط شهر قابل تقدیر است. در جوار میدان معلم از لبه دیوار مجموعه متعلق به شهرداری شاهد سرک کشیدن چند اِلمان و نماد مربوط به سالیان گذشته هستیم. کاش از این موارد در جاهای مختلف این مسیر استفاده می‏شد. برخی هنوز به نماد سماور و استکان و قوری و قندان در جوار میدان مادر در ابتدای ورودی مسیر آزادگان و در جوار مجتمع فرهنگی سرو کاشمر نظری نقادانه دارند. در این میانه بایسته است اهتمام خاصی معطوف دیوارنوشته‏های این مسیر شود. میان بولوار مکانی جالب برای انواع سازه‏های خوش منظر مبلمان شهری است. کاش تابلوهای رنگ و رو رفته بعض جاهای این بولوار نیز ساماندهی و بهسازی شوند.

کاشمر عضو جوامع ایمن شهری است. از این زاویه باید شهری امن و بری از حادثه باشد. باید در راستای کاهش حوادث گام برداریم. از یک میلان قصد ورود به یکی از باندهای این بولوار را دارید، نگاهی به پل ارتباطی میلان به خیابان بیاندازید. این پل در بسیاری جاها از عرض میلان کوچک‏تر است. جوی آب این مسیر هم پهنا و عمق زیادی نسبت به سایر جوی‏های شهر دارد. وضعیت نور در این بخش‏ها در شباهنگام چندان تعریفی نیست. ورود و خروج از این میلان به نظر شما با این وضعیت په فرجامی دارد؟ جالب است در برخی از این مسیرها شاهد تمرین متقاضیان اخذ گواهی‏نامه رانندگی هستیم.کاش این پل‏ها هم اندازه عرض میلان‏ها می‏شد. کاش جوی‏های دو سوی این بولوار هم سرپوشیده می‏شدند.

نقل است که در ایران شهردار هر شهر بزرگ یا کوچکی علاقه وافری به ایجاد بولوار از خود نشان می‏دهند. این بولوارها در حقیقت فقط تابلوی بولوار را یدک کشیده و اثری از مشخصات واقعی و حال و هوای مورد انتظار در آن دیده نمی‏شود. هر کجا که مسیری را امتداد می‏دهند و زمین‏های اطراف اجازه تعریض شدید آن را می‏دهند و آن را به خیابان سریع‏السیری تبدیل می‏کنند، برای جلوگیری از تصادفات خودروها، باندهای رفت و برگشت را توسط موانع فیزیکی بتنی از یکدیگر جدا می‏کنند، این مسیر را بولوار می‏نامند. شاید دلیل اصلی فقدان یک تصویر ذهنی درست، ناشی از آن است که معبری با  مشخصات ویژه یک بولوار در ذهن مدیران و مهندسان بسیاری از شهرهای ایران وجود ندارد. البته در معماری شهرهای ایرانی اسلامی با مقوله چهارباغ مواجه هستیم.

متاسفانه در اکثر موارد عناصر اصلی بولوار  از جمله وجود بناهای درشت دانه، سرسبزی بولوار، حضور پیاده در حال گردش، آرامش بولوار، تنوع نسبی فعالیت‏ها و غیره را فراموش کرده و به احداث فضائی می‏پردازند که کوچکترین شباهت و سنخیتی با مفهوم بولوارهای روز دنیا ندارند .بولوار در مفهوم غربی‏اش در ایران به طور ناشیانه گرته‏برداری شده است. شاهدیم که هر مسیری را که سه ردیف درختکاری شده است، بولوار تلقی می‏کنند.هر محور پهنی را که خودروها بتوانند با سرعت زیاد در آن حرکت کنند، بولوار می‏نامند. نه حضور حیاتی پیاده در آن مدنظر قرار می‏گیرد و نه تاثیر کاربری‏های همجوار آن مورد توجه قرار دارد. حاصل این بی‏توجهی‏ها معابری هستند که نه سرسبز و نه محل حضور مردم می‏باشند.

با پیرمردی در حاشیه بولوار جمهوری اسلامی هم‏کلام می‏شوم. از نیم قرن قبل این مسیر می‏گوید؛" اینجا همش زمین زراعی بود. از لابلای زمین‏ها و مزارع چند راه به طرف کسرینه و فلکه سبزوار بود. رد همین اداره آمار گندمزار بود. مسیر مدرس به طرف فلکه سبزوار کمی آباد بود و چند ساختمان داشت. به اینور و به طرف تامین اجتماعی همش کشت و زرع بود. تازه این خیابان دادگستری داشت آباد می‏شد". فضای سبز این مسیر نیز قابل تامل است ولی هنوز جای کار دارد. تابلوهای راهنمایی در این مسیر بیشتر شود خالی از لطف نیست. تابلوهای راهنمای مسیر هم نیاز دیگر این مسیر است. مراکز پرترددی در این بولوار قرار دارند. ارباب رجوع این ادارات از نقاط مختلف شهر و شهرستان قصد مراجعه دارند. وجود انواع تابلوها اینان را در رسیدن به مجتمع سرو، بنیاد شهید، بنیاد مسکن، کمیته امداد، هلال احمر و تامین اجتماعی و سایر جاها یاری خواهد کرد.

تکریم مراجعین به این مکان‏ها از این منظر یک ضرورت است. این مراجعین طیف‏های مختلفی از اقشار شهر و شهرستان را در بَر می‏گیرند، خانواده‏های معظم شهداء و ایثارگران، مددجویان کمیته امداد، متقاضیان مسکن روستایی، دوستداران ادب و هنر و فرهنگ و بسیاری دیگر از جمله مراجعین ادارات و نهادهای مستقر در این مسیر می‏باشند.کاش دانش‏آموزان مدارس دو سوی این بولوار با کمک شورای شهر و شهرداری و با یاری هنرمندان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و سایر نهادهای این مسیر رنگ و قلم بر دست می‏گرفتند و پیاده‏روها، ورودی میلان‏ها، دیوارها، جداول حاشیه بولوار ، نرده‏ها و کرکره‏های مغازه‏های این مسیرها را مزین به انواع طرح‏های شاد، رنگ‏های گرم و گیرا، نقاشی‏های زیبا، جملات نغز و مفاهیم ملی و مذهبی می‏کردند. جای تمثال شهدا هم بر در و دیوار این بولوار خالی است.

این مهم در ایجاد خاطره و نوستالوژی برای عابران و مراجعین بسیار موثر است. فراموش نکنیم این بولوار فاقد اثر تاریخی و خاطره جمعی است. این قبیل امور در ایجاد حس‏های خوش برای ساکنان دوسوی بولوار و سایر شهروندان موثر است. بولوار جمهوری اسلامی نیازمند فضای گذران اوقات فراغت است. البته وجود کتابخانه عمومی امام خمینی(ره) برای این مسیر یک نعمت است. ولی باید اذعان کرد این بولوار از فقدان فضای عمومی و جمعی در رنج است. این فضاها باعث ایجاد خاطره جمعی می‏شوند. در بسیاری از نقاط این مسیر می‏توان انواع نیمکت‏ها و سکوها را برای استراحت عابران و مراجعان نصب و تعبیه نمود. این مهم در جوار ادارات و مدارس جلوه‏ای خاص خواهد داشت. نکته جالب در این مسیر حضور وانت‏های عرضه میوه و صیفی‏جات در حاشیه بولوار است. این پدیده جلوه زشتی به این مسیر داده است.

در بعض نقاط این بلوار برخی از صاحبان صنوف پیاده‏رو را به انحاء مختلف در اختیار خود گرفته‏اند. گاهی هم حسب نوع شغلشان بخشی از خیابان را هم به خود اختصاص داده‏اند. این موضوع با توجه به نوع شغل اینان انگار اجتناب‏ناپذیر است. با این همه بایسته است که این مسئله ساماندهی شود. در برخی از نقاط تردد در پیاده‏رو برای عابرین عملاً غیر ممکن است. در این بخش‏ها حضور عابر در حاشیه بولوار خطرناک است. روزگاری بحث انتقال مشاغل اینچنینی به حاشیه شهر مطرح بود. کاش این مهم جدی گرفته شود. در نقاطی از خیابان‏های دیگر شهر هم این قبیل مشاغل وجود دارند که باید به همراه فعالان این بولوار در جایی دیگر در خارج از شهر مستقر شوند. فقط این جای جدید نباید در جایی باشد که در مسیر توسعه طولی شهر واقع شده باشد. دو سوی این بولوار فاقد دکه مطبوعاتی است. در این مسیر اثری از کتابفروشی نیست.

بد نیست بدانید؛ بولوار یک واژه فرانسوی است و در اصل به معنای چهار باغ است و به معبری گفته می‌شود که فقط جهت استفاده عابر پیاده باشد. طبق چنین تعریفی، در ایران فقط تعداد معدودی بولوار یافت می‌شود. در ایران بولوار، خیابانی است که بوسیله درختکاری و گل کاری آراسته شده باشد و همچنین، خودروها می‏توانند در آن رفت و آمد داشته باشند. مسیرهای رفت و آمد بوسیله باغچه میانی از هم جدا می شوند. متاسفانه در ایران به جای واژه بولوار از کلمه بلوار استفاده می‏شود. کلمه «بُلوار» از دو کلمه «بُل» و «وار» درست شده است. پسوند «وار» به اسامی خاص و عام می‌چسبد و صفت یا قید تشکیل می‌دهد. کلمه بُل به معنای عقب‌مانده، کم‌ذهن، احمق، حواس‌پرت، کم‌هوش و نادان است که وقتی با پسوند «وار» ترکیب می‌شود معنایش نیز «احمق‌وار» خواهد شد

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر