سلام به آنانی که بدون دلواپسی و شرمساری خوب حرف می‏زنند

اخبار ترشیز
Typography

سردبیر چند روزی سفر بود. در این مدت نشستی مجازی داشتیم. خدا پدر این شبکه‏های اجتماعی را بیامرزد که توانستیم در این شماره هم مطلبی برای این ستون بنویسیم. روز اول سفر جناب سردبیر در یکی از شبکه‏ ها تاکید کرد

که هی فلانی ترو خدا در باره قضیه تصادف دو قطار در سمنان چیزی ننویس! با تعجب پاسخ دادم چشم ولی می‏توانید علتش را متذکر شوید! ایشان متذکر شدند شاید نوشتن در باره این موضوع باعث دلواپسی بعضی‏ها شود. مدیریت بحران کاری سخت و صعب است و باید به تمام مدیران بحران که به موقع وارد عمل می‏شوند خسته نباشید گفت و لذا نباید در این باره چیزی نوشت. آنی که باید احساس شرمساری بکند، کرده است. خدا را شُکر برخی هم عذرخواهی را یاد گرفته‏اند و هم استعفا دادن را. سردبیر دستورش مطاع است. پس سعی کردیم در این ستون در باره شرمساری از وقوع حوادث ریلی و تکرار آن چیزی ننویسیم. ولی کاش همه مسیرهای راه‏آهن کشورمان یک دهقان فداکار داشت!

خلاصه از پیام سردبیر متعجب شدم. متذکر شدم که واضح و مبرهن است که نباید در باره شرمساری مطلبی بنویسیم. دلیلی ندارد در این باره مطلبی بنویسیم. همه چیز عالی است. مثلاً در باره همان قضیه تصادف قطار در سمنان باید خدا را شکر کنیم که وزیر مربوطه با کمال شجاعت از بیمه بودن تمام مسافران خبر داده است و اصلاً شرمسار نیست. به کسی هم مربوط نیست که در 15 خرداد 93 یک قطار مسافربری در مسیر تهران-مشهد در ایستگاه امروان این استان دچار سانحه شده بود. یقین عملکرد وزیر مربوطه در پروندۀ پروژه‌های نیمه‌کاره مسکن‌مهر، عدم پیگیری مسأله نوسازی بافت‌های فرسوده، سقوط هواپیما، گرانی بلیت قطار و هواپیما و اتوبوس بین‌شهری و عوارض، و چندین وعده عملی نشده دیگر باعث شرمساری نیست که نیست. نبود دهقان فداکار هم باعث شرمساری نیست.

سردبیر یک روز هم در پیامی به تاکید کرد از؛ صفحه توئيتر منسوب به محمد شريعتمداري معاون اجرايي رئيس جمهور که نوشته: «صدقه حكومتي بدهيم شايد سلسله حوادث ماه صفر متوقف شود» هم چیزی ننویس. به سردبیر اعلام کردم اطاعت. ولی خودمانیم معاون اجرایی هم عجب اعتقادات نابی دارد. خدا رو شکر که در ربیع‏الاول هستیم.  سردبیر در همین پیام‏های ارسالی شدیداً تاکید نموده که به بحث برجام هم وارد نشویم. دستاوردها و دست‏اندازها و تمام مسایل مربوط به برجام را نباید کالبدشکافی کرد. سردبیر نوشته بود که برخی از سیاسیون ناشیانه واگذاری کترینگ راه آهن جمهوری اسلامی ایران (صنعت آماده سازی و طبخ غذا و نوشیدنی در آشپزخانه مرکزی و سرو آن ها در قطارها جهت پذیرایی) به یک شرکت اتریشی را هم از دستاوردهای برجام دانسته‏اند، مبادا که در این باره مطلبی بنویسی!

به نظر شما جز اطاعت چاره‏ای هست؟ یقین برخی از دولتمردان دوست دارند؛ زین پس، قرمه سبزی ایرانی بجای آشپزهای ماهر ایرانی توسط آشپزهای اتریشی طبخ شود و غذای فرنگی نیز در سبد غذایی مسافران راه آهن قرار گیرد. راه آهنی که از زیر ساخت قدیمی و فرسوده رنج می‏برد، با این دستاورد طعم غذای اتریشی را بچشد، شاید درد این فرسودگی را از یاد بَرد. درود بر رئیس مجلس که در مجلس قبلی بیست دقیقه‏ای تکلیف برجام را روشن کرد همانطوری که آمریکایی‏ها در مجالسشان بیست دقیقه‏ای تحریم‏های موسوم به داماتو را تمدید کردند. راستی چرا دکتر لاریجانی به کاشمر نیامد؟ چرا امسال مراسم بزرگداشت روز مجلس اینطوری شد؟ یکی گفت دعوت کننده آستانقدس رضوی بوده است، باید این نهاد پاسخ‏دهنده باشد.

یکی دیگر گفت چرا نماینده ما که عضو فراکسیون امید هست بانی خیر نشد و کاری نکرد که سومین حضور لاریجانی در کاشمر لغو نشود؟ مگر یک جورایی هر دو در لیست امید در انتخابات مجلس دهم نبودند؟ چرا نماینده در 48 ساعت بعد از لغو سفر رئیس مجلس رایزنی نکرد تا شخصیتی دیگر در کاشمر حاضر شود؟ از این قبیل چراها می‏تواند چند تایی را ردیف کرد ولی اینکار را نمی‏کنیم. چرا؟ چون سردبیر محترم فرمودند در این باره زیاد قلمفرسایی نکنید، لابد کسی دلواپس نیامدن رئیس مجلس نبوده و نیست و نخواهد بود. این موضوع هم باعث شرمساری هیچ فرد و مسئول و نهادی نیست. اصلاً قرار نیست کمیت و کیفیت مراسم امسال با سال‏های گذشته مقایسه شود. البته سردبیر به یک نکته مهم هم اشاره کرد« فلانی یادت هست در آذر پارسال استاندار جدید‏الانتصاب سمنان شانه به شانه نماینده فعلی و کاندیدای بالقوه آن روزها در مراسم بزرگداشت شهید مدرس حاضر شد؟» پاسخم مثبت بود. یاد ایامی شد.

سردبیر یک پیام دیگر هم ارسال کرده بود«سعی کنید در باره مدیریت شهری مطلبی ننویسید، شاید برخی نارحت شوند». به سهم خود همیشه از نکته سنجی‏های جناب سردبیر متعجب بوده و هستم. دوست داشتم بپرسم چرا ننویسیم؟ آخر سردبیر عزیز، شهروندان دوست دارند مسایل را کالبدشکافی کنند، دوست دارند از خیلی چیزها با خبر شوند. درست است که تعداد نشریات دیارمان هر سال نسبت به سال قبل بیشتر می‏شود. درست است که پایگاه‏های خبری در عالم مجازی اینترنت رو به گسترش هستند و درست است که دانستن حق مردم است بدل به شعار بسیاری شده است با این همه شهروندان دوست دارند از مسایل به طور شفاف مطلع شوند. ولی باور بفرمایید نمی‏توانم اینجور مسایل را بپرسم. مدیریت شهری دیارمان خیلی وضعیت خوبی دارند. در مجموعه موسوم به مدیریت شهری همه چیز به سامان است.

با این همه دوست داشتم از سردبیر بپرسم؛ چرا برخی از مطالب ما در باره مدیریت شهری ناراحت می‏شوند؟ مگر از خدایی ناکرده نوشته‏ایم شورای شهر یا شهرداری در شمال شهر کاری کارستان کرده است که مشابه‏اش را در جنوب شهر نکرده است؟ این سئوال اصلاً موضوعیت ندارد. در کاشمر شمال و جنوبی وجود ندارد. همه جای شهر به طور یکدست در تیررس نگاه مدیریتی ارکان فعال در مدیریت شهری است. همه چیز مدام در حال رصد شدن است. وقتی قایل به این مهم هستیم که شهرمان شمال و جنوبی ندارد همه چیز حل است. وقتی جنوب شهری را متصور نباشیم دیگر دغدغه‏ای نیست. هر روز بَنری و تبریکی و تشکری اینجا و آنجا دیده می‏شود که هی فلانی و فلانی‏ها دستتان درد نکند که این یا آن کار را کردید. قرار نیست که برای کارهای ناکرده و یا دیر انجام داده تقدیر و تشکری بشود.

همه امور به موقع در حال انجام است. این همه را هم از سردبیر نمی‏پرسم. بنده خدا باید حس کند که بایدها و نبایدها و بنویس و ننویس‏ها مدنظرمان هست. به یک سری خودسانسوری‏ها اعتقاد داریم. امیدواریم که شعارها با شعور همراه باشد. امیدواریم در کاشمر کسی دلواپس نباشد. امیدواریم هیچکس شرمنده و شرمسار نباشد. امیدواریم شاهد تحقق وعده‏ها باشیم. این روزها برخی در تریبون‏های که دارند حرف‏های خوبی می‏زنند. جلسات خوبی می‏گیرند. اصولاً خوب حرف زدن یک هنر است. خوب جلسه برگزار کردن یک تبحر است. امیدواریم آنانی که امروز خوب حرف می‏زنند خوب هم عمل کنند و هیچوقت تاکید می‏کنیم هیچوقت شرمسار نشوند. گاهی زود دیر می‏شود. به قول سردبیر این میزها در گذر است.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر