مجلس در رأس امور است

تحلیلی
Typography

چهاردهم مرداد ماه ، سالروز صدور فرمان مشروطيت است ، فرماني كه بر اساس آن قانون اساسي ايران تنظيم و مجلس شوراي ملي در چهاردهم مهرماه 1285 تشكيل گرديد.

نهادي كه به عنوان سمبل حاكميت ملت در طول يكصد و ده سال گذشته فراز و نشيب هاي زيادي را تجربه كرده است. هر چند طعم باروت روسی را چشيده و داغ انحلال درنظام سلطنتی رابر چهره دارداما در نظام جمهوری اسلامی ایران از سوی بنیانگزار نظام به عنوان نهادي «در رأس همه امور» ناميده شده است .وصفی که با افزودن کلمه "دیگر"به اول عبارت مورد تردید بعضی افراد قرار گرفته است. «در رأس امور» بودن يا نبودن مجلس شوراي اسلامي موضوعي است كه در سال هاي اخير در خصوص آن اظهار نظر شده و هر کس از منظري آن را مورد بررسي قرار داده و مستدل بر درستي نظر خويش تأكيد نموده اند. نظر به اينكه بر اساس نوع نگرش افراد ، استدلال هر دو گروه صحيح به نظر مي رسد و اين امر موجب بروز مغايرت و تضاد در اين خصوص مي شود بدواً و به عنوان مقدمه ، از زبان منطيقون ، حقوقيون و انديشمندان روابط بين الملل به منظور روشن نمودن موضوع توضيحاتي ارائه مي گردد.

اهل منطق مي گويند بر يك ماده بيش از يك صورت نمي توان عارض نمود. مثلاً يك جسم نمي تواند در آن واحد هم سفيد باشد و هم سياه ، زيرا سفيدي و سياهي يك جنس هستند و يك جنس نمي تواند در يك لحظه بر جسمي عارض شود. اما اگر مكعبی و سفيد بودن بر يك ماده عارض شود ، اين عمل پذيرفتني است زيرا مكعبي و سفيد بودن يك جنس نيستند. بر اين اساس در «رأس امور بودن» و در «رأس امور نبودن» مجلس را به عنوان دو جنس متفاوت مي توان بر يك ماده (مجلس) وارد نمود.

حقوقيون از "قاعده" و "استثنا" سخن گفته اند. طبق تعاريف قاعده مفهوم كلي حقوقي و حكم عام است و استثنا اخراج مطلبي از حكمي عام مي باشد. طبق نظر حقوقيون نيز مي توان «در رأس امور بودن» مجلس را به عنوان يك ((قاعده)) و «در رأس امور نبودن» آن را استثناء شمرد.

نظريه پردازان روابط بين الملل نيز در مباحث خود صحبت از «Must» به معناي «بايد» و «Is» به معناي «هست» نموده ، اشعار مي دارند در روابط بين الملل هر گاه در خصوص مباحث تئوريك و «آنچه بايد باشد» مذاكره مي شود منظور «Must» است و هر گاه در خصوص مسائل روزمره سياست بين الملل مثل روابط دو كشور با يكديگر صحبت مي كنند ، منظور «Is» است.بر اساس نظر انديشمندان روابط بين الملل مي توان گفت «در رأس امور بودن» مجلس به عنوان مبدأ و مصدر تمام مصوبات و قوانين معادل «Must ، بايد» و عدم اجراي يك مصوبه از سوي مجري كه در عالم واقع رخ مي دهد معادل «Is ، هست» مي باشد.

با عنايت به توضيحات فوق ، اكنون مي پرسيم مجلس از نظر امام خميني «(رهچه اوصافي بايد داشته باشد تا «در رأس امور» قرار گيرد؟ پرهيز از اعمال اغراض شخصي در امر وكالت ، قانونگرايي ، ساده زيستي و رسيدگي به مظلومان ، پرهيز از مبارزه و جبهه بندي و تأكيد بر مباحثه نرم اسلامي ، رعايت آداب اسلامي در محاورات ، حفظ شخصيت افراد ، طرح شجاعانه نقطه نظرات و انتقادات بدون هياهو ، به رسميت شناختن اختلاف سليقه و ........... از جمله صفاتي است كه اگر منتخبين ملت به آنها متصف باشند مجلس تنها مركزي خواهد بود كه تمام قوا تبع آن بوده به عنوان «عصاره فضايل ملت» مورد توجه و اعتناي همگان خواهد بود.

اگر با تأسي به حقوقيون عبارات فوق را داراي مفهوم مخالف بدانيم كليه اقدامات مغاير با اوصاف فوق مي تواند به كاستی شأن قوه مقننه بيانجامد.

تصويب قوانين عجولانه و شتاب زده و اصلاح مجدد آن در يك دوره زماني كوتاه ، تصويب قانون براي رضايت گروهي خاص و ايجاد نارضايتي در ساير اقشار و تبعيض ناروا ، استفاده از اختيارات قانوني نظير ، تذكر ، سوال ، تحقيق و تفحص و .......... در جهت نادرست و براي نمايش ، دخالت در حوزه اجرا و اصرار بر انتصابات نابجا به دلايل سياسي و نيز مجموعه اقداماتي كه منجر به طرح شبهه در حوزه مالي شدند موجبات تنزل جايگاه مجلس در دوره يا دوره هايي خاص را فراهم آوردند.

اينكه مقام معظم رهبري مي فرمايند : «همانطوري كه امام (ره) فرمودند مجلس در رأس همه امور است» شايد مؤيد اين باشد كه مجلس داراي ويژگي هاي تعيين شده از سوي معمار انقلاب اسلامي  همان مجلس مقبول و مطلوب است.مجلسی که بازگشتش به مسير صحيح خود ، مستلزم اقدامي جدي است، اقدامي كه متولي اصلي انجام آن  مردم هستند.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.