توشله ‏بازی بهانه‏ ای شیرین و رویایی برای سفر به دوران کودکی

اخبار ترشیز
Typography

تُوشلِه‏ بازی در حافظه جمعی بسیاری از اهالی کاشمر جایگاهی خاص دارد. می‏توان از آن به عنوان یک نوستالوژی یاد کرد. اگر به اطراف خود دقت کنید در بعض جاهای شهر چند پسربچه را می ‏بینید که تیله بدست در حال تیله‏ بازی یا به تعبیر ما کاشمری‏های توشله‏ بازی هستند.

شاید برای لجظاتی در گوشه‏ای ایستاده باشید و آه کشان مرغ ذهنتان را به گذشته پرواز داده باشید و با خود گفته باشید؛ یادش به خیر چه اسفندها و فروردین‏های که در کوی و برزن شهر و یا محلات روستایمان توشله‏ بازی می‏ کردیم.

دهخدا در معنای تُوشلِه یا تِیله یا تَشیره آورده؛ گلوله‏ای را گویند که از سنگ‏های الوان و سخت سازند و بدان بازی کنند. و آن را تیره با یای مجهول نیز گویند. گویا این شکل اصلی واژه بوده است. شاید صدای ش در تشیره افتاده و به تیره تبدیل شده و روشن است که بین «تیره» و «تیله» تبدیل صدای «ر» به «ل» صورت گرفته است که در زبان پارسی نمونه فراوان دارد. شکل دیگری که در دهخدا نیامده و با این شکل مربوط است تیشله یا توشله است که در زبان مردم خراسان به کار می‌رود.

یکی از کهن‌ترین اسناد مربوط به این بازی در ایران مربوط به حکایتی از زمان رودکی سمرقندی، شاعر بزرگ سده‌ی چهارم هجری/دهم میلادی است. در تذکره‌ها آمده است که روزی رودکی در شهر بخارا چند کودک را دید که چهارمغز [=گردو] بازی می‌کردند. جمعی از مردم، شیفته‌ ظرافت و هیجان کودکانه، به دور ایشان گرد آمده بودند. رودکی به جمع آنان پیوست. کودکی شیرین زبان ضمن غلتاندن گردو با سخنانی موزون، اشتیاق خود را برای افتادن آن در گودال کوچکی، که به این منظور کنده بودند، بیان می‌داشت و می‌خواند: «غلتان غلتان همی‌رود تا بُن گود».

حرکت ملایم گردو به سوی گود و انتظار و هیجان بازی و شیرینی رفتار کودک که همه را فریفته‌ خود ساخته بود، چنان در طبع نازک شاعر اثر کرد که از آن پس رباعی‌های بسیاری بر این وزن و آهنگ سرود. البته این داستان را سرآغاز سرودن رباعی دانستن شاید درست نباشد. زیرا رباعی از قالب‌های شعری کهن ایرانی است و به احتمال فراوان پیش از رودکی نیز رباعی سروده می‌شده است. منظور این بود که دست کم از زمان رودکی کودکان این بازی را می‌کردند و در آن زمان از گردو سود می‌جستند. گذشته از گردو، در قدیم از گوی‌های سنگی و گِلی و سفالی و مانند آن هم استفاده می‌شده است.

توشله‏بازی را باید یک ورزش دانست. یک ورزش که نیازمند حضور حداقل دو بازیکن است. توشله‏ها انواع مختلف داشتند. معمولاً بلوری بودند ولی بودند افرادی که با توشله‏های سنگی و حتی آهنی خود جلوه فروشی می‏کردند. در این بازی هم جنس و اندازه و زیبایی توشله اسباب تفاخر بود. هر زمینی شایسته توشله‏بازی نبود. باید زمین هموار باشد. خاکش نرم باشد و به راحتی بتوان در آن خانه (خَنَه یا گُول به معنای گودال) حفر کرد. خانه حفره کوچکی به قطر دو سانتی متر و عمق 5/1 یا 2 سانتی متر است. برخی این خانه‏ها را بر اساس اندازه کف دستشان حفر می‏کردند. فاصله خانه‏ها همسان است و در امتداد یکدیگر در خط راست قرار دارد.

توشله‏بازی به عنوان یک بازی محلی قابل مسابقه دادن هم بود؛ افراد به ۲ گروه تقسيم مي‏شدند. يك گروه توشله‏هاي خود را در لب خانه‏ها مي‏كارند و گروه ديگر، يكي يكي از مكاني  خط كشي شده با توشله خود به اولين توشله مرا هدف قرار می‏دادند، اگر به توشله ديگر اصابت كند آن فرد مجاز است يك حركت ديگر هم انجام دهد .افراد به نوبت خانه‏ها را يكي پس از ديگري تصرف كرده و به يكديگر تير مي‏زدند. در پایان تعداد خانه‏ها و  تيرهاي افراد شمارش و امتيازات هر تيم جمع مي‏شد. برنده می‏توانست برابر قرار اولیه از رقیبان کولی بگیرد. یا توشله‏های آنان را صاحب شود.

برای راندن توشله و رساندن آن به خانه یک انگشت (معمولا انگشت اشاره یا میانی) را پشت آن می‌گذارند و انگشت اشاره یا میانی دست دیگر را روی این انگشت می‌گذارند. بعد با رها کردن انگشت زیرین، به تیله ضربه می‌زنند تا به سوی خانه برود. یک روش دیگر راندن  توشله به اصطلاح «شُوند» زدن است. در این روش انگشت کوچک را روی زمین می‌گذارند و شست را روی هوا می‌برند و با انگشت اشاره یا میانی و شست دست دیگر تیله را نشانه‌گیری و با انگشت میانی تیله را با شدت پرتاب می‌کنند. گاه می‌توان پیش از شان زدن، وجب هم گرفت و تیله را یک وجب جلوتر برد. اصطلاحات بازی بهانه جالبی برای یک کار تحقیقاتی در حوزه نگارش فرهنگ عامه است.

این بازی سنتی پیر و جوان نمی‏شناسد. شاید تعجب کنید اگر بدانید که زن و مرد هم نمی‏شناسد. البته عرف آن است که این بازی را یک بازی محلی مردانه بدانیم. ولی واقعیت آن است که در حافظه بسیاری از زنان دیارمان توشله‏بازی جا خوش کرده است. دخترکان دیارمان از منظر زیباشناسی توشله‏ها را جمع‏آوری می‏کردند و در فضای خانه با ابتکارات مختلف با آنها بازی می‏کردند. مشهورترین این بازی‏ها گذاشتند یک بالشت بر حاشیه دیوار اتاق و قِل دادن توشله‏ها بر آن بود و برنده کسی بود که توشله‏اش به توشله دیگری برخورد می‏کرد. غرض آن که توشله‏بازی در ذهن همه ما جای دارد. برخی در این بازی اقدام به شرط‏بندی می‏کردند.

هر چه هست توشله‏بازی یک واقعیت است که هنوز پیرامون ما گرچه کم رمق ولی همچنان در حال نفس کشیدن است. برخی این بازی را قمار می‏دانند و از آن متنفر هستند. یقین این بازی کاربردهای مختلفی داشته و دارد ولی غلبه بر کارکرد سرگرمی آن است. این ورزش یا بازی کم هزینه راهی مناسب برای پرکردن اوقات فراغت محسوب می‏شد. برخی کلکسیونی از انواع توشله‏ها دارند. این بازی انواع مختلف دارد که آن هم می‏تواند بهانه‏ای برای یک تحقیق باشد. هر چه هست این بازی بسان تابلوی زیبا و دیدنی در حافظه ما نقش بسته است. این روزها می‏توان رد این بازی را در بسیاری جاها یافت. دیدن این بازی و شوق و ذوق کودکان و نوجوانان و چه بسا جوانان و بزرگترها گل لبخند را بر رخسارها می‏نشاند و یاد ایامی است جانانه.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.