نوری در تاریکخانه اشرافی‏گری برخی از سیاسیون کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

این یادداشت در باره پدیده اشرافی‏گری است. در همین صدر مطلب تاکید می‏شود این نوشته ضد ثروت نیست. مالکیت امری محترم است. هدف کنکاش در احوالات این سیاستمدار ثروتمند اصولگرا یا آن چهره اشرافی اصلاح‏طلب نیست.

قصد نور انداختن در تاریکخانه فرد یا افراد خاصی را نداریم. این نور به تاریکخانه همه اشراف سیاسی کاشمر ورای خط و طیف تابیده می‏شد. نکته خیلی ساده است؛ نوعی اشرافی‏گری در کاشمر در حال رخ نمودند است. این موضوع را با مانور تجملاتی برخی ثروتمندان تازه بدوران رسیده یکی نکنید.

 غرض ساده است در دیارمان شاهد قد کشیدن افرادی در میان سیاسیون هستیم که روحیه اشرافی دارند. اینان راحت در میان ما در تردد هستند. محسوس و مشهود هستند. برخی از اینان پست دارند. برخی روزگاری پست داشتند. همیشه شاغل هستند. برخی از این اندک سیاستمنداران دارای روحیه اشرافی‏گری اهل مسجد و هیئت و تکیه و امور خیریه هستند. پای ثابت خیلی از محافل ارزشی هم هستند. بانی خیر هم می‏شوند. سعی دارند در اوج گمنامی همه بدانند که آنان چکاره هستند. اینان حواسشان هست کجا لبخند بزنند و کجا گریه کنند.

 آب چشم اینان بر حسب زمان و مکان به راحتی جاری می‏شود. بعض جاها از شدت خنده ذوق می‏کنند و چشمانشان پر آب می‏شود و بعض جاها به اقتضای مجلس و جلسه بر پیشانی می‏زنند و خون می‏گریند. بازیگران کاربلدی هستند. می‏دانند در چه زاویه‏ای بنشیند و چگونه با راهنمای چپ به راست بپیچند و برعکس. می‏دانند چگونه به نام این و به کام آن رفتار کنند. هواشناسانی متبحر هستند و به وقتش از این طیف به آن طیف مهاجرت می‏کنند و حواسشان به ظرائف و دقایق جریانات سیاسی هست. با انواع مراکز قدرت در ارتباطند و می‏دانند چگونه دست به خاک بزنند که خاک طلا شود و طلا خاک.

جریان‏های سیاسی دیارمان شاید حواسشان به این مهم نباشد که رانت‌طلبی و اشرافیت سیاسی موجب ریزش در طیفشان می‏شود. یقین مردم دوست دارند سیاستمدارانشان را در میان خود ببینند. البته امیدواریم این حضور در میان مردم یک سیاست نباشد و یک اعتقاد قلبی باشد. مردم از دیدن یک سیاستمدار ساده و بی‏ریا لذت می‏برند. برای مردم جالب است که یک سیاستمدار حرف و عملش یکی باشد. برای مردم جالب است که یک سیاستمدار را سوار بر خودرویی مرسوم ببینند. برخی از سیاستمداران دارای خودروهای گرانقیمت و شیک هستند.

این سوال حق مردم است که بدانند این سیاستمدار چگونه به این جایگاه اقتصادی رسیده و چرا این اخلاق اشرافی را کسب کرده است؟ وقتی سیاستمداری مسوول دستگاهی می‏شود شاید به دلیل خلاهای نظارتی متوجه شود که دست بسیار بازی برای سوء استفاده از امکانات بیت المال دارد. این آغاز فساد در میان برخی از سیاستمداران است. لابد متوجه شدید برخی از سیاستمداران ولو اندک پس از مدتی که بر منصبی قرار می‏گیرند، اتومبیل زیر پا و دکوراسیون خانه‏اش متحول می‏شود. این اشرافیت بسیار خطرناک است. اشرافیت اقتصادی در میان بعض سیاسیون دیارمان بدل به اشرافیت سیاسی هم شده است.

حقیقت تلخی است کسی که  مثلاً مفسر نهج‏البلاغه باشد و در پی زدوبندهای سیاسی به مرتبه‏ای از اشرافیت برسد که شباهتی با سیاستمدار ارزشی مورد نظر نهج‏البلاغه نداشته باشد. شاید این فرد انقلابی دیروز حواسش نباشد که روحیه‏اش شبیه طللحه و زبیرها شده است. برخی از سیاسیون دیارمان ابوالمشاغل هستند. خدا توفیقشان دهد که با این وقت کم چقدر وقت دارند که به همه مشاغلشان برسند؟ یقین بابت هیچکدام از مشاغلشان حقوق نجومی نمی‏گیرند، ولی لابد جمع جبری دریافتی‏ها و رانت‏ها نجومی خواهد بود! آیا سیاستمداران اینچنینی می‏توانند دم از درد مردم بزنند و برای آن راهکار بدهند؟

لابد سیاستمدارانی را دیده‏اید که به ظاهر ابوالمشاغل نیستند. یعنی دارای تعداد زیادی شغل دارای حقوق نیستند ولی سرشان حسابی شلوغ است. اینان ابوالمشغله هستند. مشغله‏های بسیاری دارند. از این هیئت مدیره به آن خیریه، از این خیریه به آن شرکت تعاونی و از اینجا به آنجا مدام در تردد هستند. اصلاح‏طلب و اصولگرا بودنشان مهم نیست، مهم این است که این قبیل سیاستمداران دارای روحیه اشرافی در اطرافمان دیده می‏شود. شغل اصلی این سیاستمدار چیزی است و حسب ارتباطات سیاسی‏اش در مشاغل مختلف و حوزه‏های متنوعی وارد عمل شده است و این در حالی است که دم از سادگی و ارزشی بودن هم می‏زند.

لازم است تاکید شود که وقتی واژه اشرافی‏گری مطرح می‏شود منظور یک خانه مبله نیست. منظور الزاماً یک ماشین شاسی بلند نیست و منظور یک خانه و چند ویلا و کلی زمین و مغازه و باغ نیست. منظور این نیست که این سیاستمدار چقدر ثروت دارد. قضیه ساده است منظور این حس غریب است که این سیاستمدار از بالا به همه می‏نگرد. انگار همه به وی بدهکار هستند انگار او همه چیز دان است. انگار فهیمترین فرد این حوالی است. یعنی این فرد عاشق رانت، دلباخته رفاقت، وابسته فامیل‌سالاری و شیفته روابط به جای ضوابط است. درد غلبه فرهنگ غربی در اتمسفر ذهنی اینان به جای فرهنگ اسلامی است.

 از دید اینان همه چیز به روابط و مادیات ختم می‏شود و اینان باور کرده‏اند که بر سر سفره نشسته‏اند و لایق بهترین‏ها هستند. این اشرافی‏گری منجر به خودبرتربینی اینان شده است. اینان خیلی راحت و شیرین دم از آرمان‏های امام خمینی«ره» می‏زنند و بر دستگیری از قشر مستضعف و محروم تاکید دارند و سعی می‏کنند آذین انواع نشست‏های خیریه باشند، سعی می‏کنند در جامعه خود را رهرو راه امام معرفی کنند و در عمل با دیدگاه‏های آن زعیم عالیقدر فاصله‏ها دارند. اگر دقت کرده باشید برخی از اینان متخصص تظاهر و ریا هستند. خود را ذوب در ولایت می‏دانند و در ابتدای هر سخنی اشارتی به آن دارند و در عمل ذوب در اشرافی‏گری هستند.

خوی مهلک اشرافی‏گری در نهاد برخی از سیاسیون دیارمان ورای چپ و راست بودنشان در حال قد علم کردن است. معضل اشرافی‏گری و تجمل‏گرایی به عنوان یک آسیب جدی، مسئولان را به فردگرایی و دنبال کردن اهداف شخصی و طیفی تشویق می‏کند، موجب غفلت آنها از حال عموم مردم شده و در نتیجه باعث تقویت فاصله سیاستمداران با اهالی می‏شود .اشرافی‏گری و تجمل‏گرایی سیاستمداران، پیشرفت در امور مختلف را متوقف می‏کند و جوانان مستعد و با انگیزه را از نشاط می‌اندازد. گسترش روحیه اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی از مهم‌ترین چالش‌های جامعه ماست.

سیاستمداران دیارمان در کل ساده زیست هستند، ولی از باب یادآوری خطاب به همه اعم از دارای روحیه اشرافی و غیر آن عارضیم که گاهی احوالات امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری را مطالعه بفرمایید. گاهی به شهیدان بیاندیشیم. عکس داشتن با شهیدان عالی است. بزرگ کردن این عکس‏ها و نصب آن در محل دید مردم هم عالی است. ولی عالیتر آن است که عکس راه شهیدان راه نرویم. اشرافی‏گری سیاسی ثروت‌اندوزی نامشروع را در پی دارد. باعث فساد مالی می‏شود. منجر به ولنگاری فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می‏شود.  باعث سرخوردگی نخبگان و یأس عمومی می‏شود.

مقام معظم رهبری اشارات نابی در باره پدیده اشرافی‏گری دارند. چندی قبل ایشان در آغاز درس خارج خود، خطاب به طلاب و روحانیونفرمودند :«بعضی آقایان با ماشین ۲۰۰میلیونی به درس می‌آیند. عقل من که قد نمی‌دهد! طلبه و ماشین ۲۰۰ میلیونی ! اگر هم پول داشته باشی هم اسراف و حرام است». پس از نهی رهبر معظم انقلاب از اشرافی‏گری طلاب و روحانیون، اگر سیاستمدار و مسئول و منصوبی (روحانی یا غیر روحانی) نمی‌تواند سبک زندگی خود را اصلاح کند؛ بهتر است از مسئولیت کناره‌گیری کند. در پایان این فراز از سخنان امام خمینی را با هم مرور می‏کنیم:

«همۀ عالم در مقابل عظمت خدای تبارک و تعالی چیزی نیست. تمام این عالم مادی در مقابل عالم‌های معنوی که هست قدر محسوسی ندارد. آن وقت ما برای یک کدخدای ده یا یک کدخدای شهر، یا کدخدای یک کشور خیال بکنیم که خیر، ما الآن یک چیزی هستیم و دیگران به نظرمان کوچک بیایند و خودمان را بزرگ. اگر شما ملاحظه کردید در نفس خودتان که غیر از خدا از او کسی اطلاع ندارد و خودتان هم تا یک حدودی اطلاع دارید، اگر دیدید که این مقامی که خدای تبارک و تعالی، مردم را دلشان را متوجه کرده است به شما و به شما رأی داده‌‏اند،

این مقام شما را محکوم خودش می‏‌کند و شما مرکوب او و او راکب شما هست، بروید خودتان را تصفیه کنید و بدانید این را که با دست خودتان ـ خدای نخواسته ـ خودتان را در دنیا و آخرت تباه نکنید. خدای تبارک و تعالی حاضر است، همۀ این عالم در محضر حق تعالی است و تمام خطرات قلبی ما و تمام لحظات عمر ما و تمام آنچه که در باطن ما می‏‌گذرد در مغز ما می‏‌گذرد در محضر حق تعالی است و ما باید برگردیم به محضر حق تعالی و آنجا در آن محضر دیگر حساب پس بدهیم.»

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.