نظری به پدیده مهاجرت روستاها در کاشمر با الگوگیری از قلعه گنج

اخبار ترشیز
Typography

همواره یکی از مباحث اساسی مناطق روستایی، مهاجرت جوانان بخصوص جوانان در سن کار از این مناطق به سمت چراغ‏های روشن شهر است. این فرایند در جهان از دورۀ صنعتی شدن شروع شده و بعد از نیمۀ دوم قرن بیستم شتاب بیشتری گرفته و در دهه‏های اخیر به اکثر مناطق دنیا تسری یافت.

در50 تا 60 سال گذشته، جامعۀ ایرانی نیز یک روند کلی و پایدار مهاجرتیِ از روستا و مناطق کوچکتر و کمتر توسعه یافته به شهرهای بزرگ‏تر و مناطق توسعه‏یافته‏تر را تجربه کرد.

با این مقدمه کوتاه کمی به حال و هوای روستاهای کاشمر بنگریم. برخی از روستاها خالی از سکنه شده‏اند. لابد خشکسالی عامل اصلی بوده است. برخی از روستاها کم جمعیت‏تر از قبل شده‏اند. البته برخی هم تبدیل نوعی توسعه را تجربه کردند و یحتمل در آینده‏ای نه چندان دور از روستا به شهر ارتقاء خواهند یافت. روستاهای توسعه یافته در پیرامون شهر قرار دارند. این شهر می‏تواند کاشمر یا ریوش باشد. در هر حال در نگاهی به روستاهای شهرستان پدیده مهاجرت به صورتی عریان قابل رصد است.

در امر مهاجرت کاشمر یک شهر مهاجرپذیر است. البته کلیت شهرستان را باید مهاجرفرست تصور کنیم. با این همه پدیده مهاجرت از روستاهای شهرستان‏های کاشمر، خلیل‏آباد، بردسکن و حتی مه‏ولات به شهر کاشمر ملموس است. حتی در برخی از نقاط شهر می‏توان به راحتی این مهاجران را از خود اهالی شهر تشخیص داد. در هر حال مهاجرپذیری شهر و مهاجرفرستی شهرستان پارادوکسی خاص است که نیازمند یک کار پژوهشی است.

در هر حال در شهرستانمان بسان بسیاری از نقاط دیگر کشور، شاهد تاثیر تلقی روستاها به عنوان کانون‏های محروم از نظر اقتصادی و اجتماعی، به تشدید انگیزه‏های مهاجرتی روستاییان، به امید برخورداری از حداقل امکانات در شهرها هستیم. زمانی فرد تصمیم به مهاجرت می‏گیرد که عوامل دافعه در یک مکان بیشتر ازعوامل جاذبه باشد. در حقیقت دافعۀ مکان اول آنقدر زیاد باشد که فرد تصمیم به مهاجرت بگیرد. مهاجر با مقایسۀ عوامل جاذبه و دافعۀ در مقصد تصمیم به مهاجرت می‏گیرد.

در یک بررسی نظری عوامل کشش یا جاذبه‏ها برای مهاجرت از روستاهای کاشمر به سایر جاها به خصوص در میان جوانان، عمدتاً؛ فرصت‏های شغلی بهتر، فرصت‏های مناسب جهت کسب درآمد بیشتر، وجود مراکز تفریحی و جذاب فعالیت‏های فرهنگی، شرایط خوب و قابل قبول محیط کار و زندگی چون؛ مسکن، خدمات آموزشی و بالأخره فرصت‏های مطلوب جهت دستیابی به آموزش‏های تخصصی و حرفه ای هستند. شناسایی این عوامل نیز به تنهایی می‏توان بهانه یک طرح پژوهشی و مطالعاتی باشد.

وجود بیکاری پنهان، نوع مالکیت در روستاها، عقب ماندگی سیستم بهره‏برداری، کمبود امکانات زندگی و خصوصاً کمی درآمد روستاییان در ردیف عوامل دافعه روستایی هستند. بعد از اجرای اصلاحات ارضی در دوران پهلوی شاهد به هم خوردن روابط متقابل شهر و روستا هستیم. در پی این واقعه وابستگی متقابلی که روستاییان در کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی داشتند از بین رفت و در نهایت این موضوع به تضعیف هر چه بیشتر روستا از نظر بنیۀ اقتصادی و توسعۀ برتر شهری انجامید.

غرض آن که اصلاحات ارضی دوران پهلوی زمینۀ مهاجرت‏ را تشدید کرد. مهاجرت بی‏رویۀ یک بیماری اجتماعی و عامل بسیاری از نابسامانی‏ها است. دافعه روستا، وزن سنگینی در مهاجرت افراد بخصوص جوانان دارد. در کنار بحث دافعه روستا و جاذبه شهر و تاثیر آنها در مهاجرت باید به جاذبه‏های روستا برای زندگی هم اشاره کرد. در میان جاذبه‏های زندگی روستایی عواملی چون؛ آب و هوا و طبیعت روستا، روابط و مناسبات اجتماعی خوب، غنای فرهنگی و تاریخ روستا و آرامش و آسایش زندگی قابل اعتنا هستند.

با این همه این جاذبه‏ها به تنهایی باعث حفظ جمعیت آبادی‏های شهرستان نیست. این جاذبه‏ها در صورتی مانع از مهاجرت می‏شوند که بتوانند با جاذبه‏های اقتصادی در هم آمیزند. در این صورت می‏توان حتی جوانان روستایی را به ماندن در روستا ترغیب کرد. در بحث مهاجرت جاذبه‏ها و دافعه‏ها در امتداد هم قرار دارند. اگر در مناطق روستایی بیکاری وجود دارد، شغل مناسب نیست و درآمد کافی وجود ندارد، افراد به دنبال جستجوی شغل، شغل بهتر و درآمد بیشتر به سمت شهر حرکت می کنند.

اگر در مناطق روستایی امکانات زیربنایی و رفاهی و خدماتی مناسبی وجود ندارد، افراد برای دسترسی به امکانات زندگی و رفاهی بیشتر، برای دسترسی به راحتی و آرامش زندگی و رسیدن به آرزوها و دسترسی به امکانات آموزشی به سمت شهرها می‏روند؛ نقطه شروع این خطوط در روستاهاست؛ یعنی به بیان دیگر، در بحث مقابله با پدیده مهاجرت اهمیت ابتدایی و اساسی با دافعه‏های مبدأ است. برای تثبیت مهاجرت‏های روستایی باید به کاهش نابرابری‏ها بین مناطق شهری و روستایی توجه کرد.

همانطور که بیان شد، در بحث مهاجرت از روستا به دیگر جاها عواملی نظیر؛ بیکاری (دافعۀ روستایی)، نبود درآمد (دافعۀ روستایی) ، نبود امکانات آموزشی (دافعۀ روستایی)، کمبود امکانات رفاهی (دافعۀ روستایی)، آرامش و آسایش زندگی (جاذبۀ شهر)، پاسخگویی به نیازها، رضایت از امکانات و تسهیلات روستا، وضعیت اشتغال(شاغل نبودن) و تحصیلات دانشگاهی رابطۀ معناداری با تمایل به مهاجرت از روستا دارند. بررسی هر یک از این عوامل در بررسی پدیده مهاجرت در روستاهای شهرستان کاشمر یک ضرورت است.

 

حقیقت آن است که برای مقابله با پدیده مهاجرت و حتی تشویق مهاجرت معکوس (از شهر به روستا) باید تابع دستورالعمل‏های ملی باشیم. از همین منظر کاشمر نیازمند آمایش سرزمین است. با این همه در کاشمر بسان سایر نقاط کشور تصویب استراتژی‏های توسعۀ متعادل و متوازن، افزایش یکنواختی و پایداری در سطح درآمد، ایجاد همۀ انواع امکانات شهری در مناطق روستایی و تضمین کیفیت زندگی بهتر، برای کاهش مهاجرت به شهرهای و همچنین برای توسعه پایدار ضروری است.

برای ارتقای کمی و کیفی روستاها از منظر مقابله با پدیده مهاجرت شایسته است به؛ ایجاد فرصت‏های اقتصادی بهتر، امکانات و زیرساخت‏های دفع فاضلاب بهتر، تسهیلات بهداشتی بهتر، تسهیلات آموزشی بهتر، زیرساخت‏های بهتر، حمل و نقل بهتر، ارتقای صنایع خانگی روستایی و استقرار صنایع کوچک در نزدیکی آبادی‏ها توجه شود. حتی باید به مواردی نظیر ارائه تسهیلات به معلمان و شاغلان بخش‏های مختلف حوزه اداری در هر روستا نهایت توجه اعمال گردد.

روستاهای کاشمر نیازمند تغییر نگاه سنتی به کشاورزی، دامداری و باغداری و به تبع این سه صنایع تبدیلی است. صنعت باید حضوری به سامان در کنار این سه بخش اصلی اشتغال در روستاها داشته باشد. از همین منظر باید به صنعت گردشگری و مقوله صنایع دستی توجه گردد. این همه باعث ایجاد فرصت‏های شغلی در روستاها و آبادی‏های شهرستان می‏شود. در این راستا پیشنهاد می‏گردد از تجربیات سایر نقاط کشور نهایت بهره گرفته شود. نگاه ترویجی باید جدی گرفته شود.

در تاریخ دوشنبه هفتم خرداد شاهد توجه برنامه ماه عسل به یک سوژه ناب در حوزه توجه اهالی یکی از شهرستان‏های محروم استان کرمان به مقوله توسعه بودیم. اهالی شهرستان قلعه گنج با همراهی و اتحاد توانسته بودند بی‏چشمداشت به دولت گام در حوزه تغییر بگذارند. تجربه این شهرستان که از صفر به اوج رسیده‏اند برای شهرستان ما بسیار کاربردی است. این تغییر مبتنی بر آموزه‏های قرآنی بود و شاهد کارکرد مسجد و روستائیان در آن بودیم. کاشمر چه از قلعه گنج کمتر دارد؟

ایجاد فرصت‏های شغلی در روستاها یک ضرورت است که می‏توان با گرته‏برداری از الگوهایی چون قلعه گنج کرمان به آن رنگ تحقق داد.گسترش صنایع کوچک، کاربر و صنایع جنبی در پنج محور؛ زراعت، باغداری، دامداری، گردشگری و صنایع دستی را باید جدی بگیریم. شاید تشکیل شرکت تعاونی‏های کارآمد مبتنی بر سنن محلی وفادار به فرهنگ یاریگری راه چاره تحول در روستاهای مهاجرفرست شهرستان باشد. الغرض گاهی زود دیر می‏شود. باید حواسمان به بومی کردن مقوله توسعه و پیشرفت در روستاهایمان باشد.

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.