وقایع یک حزب و ضرورت نشر خاطرات فعالان باغ سیاست کاشمر

اخبار ترشیز
Typography

حزب اعتماد ملی برای سیاسیون کاشمر به خاطر عضویت محمد رضا خباز نامی آشناست. این حزب روزگاری در کاشمر دارای دفتر بود. یقیناً هنوز بر روی کاغذ این حزب در دیارمان هویت دارد. نماینده اسبق کاشمر از نیروهای اصلی این حزب است.

در سپهر سیاسی خباز شاهد حضور در چند تشکل سیاسی هستیم. شاه‏بیت این عضویت‏ها حضور در حزب همبستگی و بعد از آن حزب اعتماد ملی است. عضویت در این حزب باعث اشتهار بیشتر خباز در محافل اصلاح‏طلب سطح کشور در دوران منتهی به انتخابات سال 1388 شد. در آن ایام خباز برای جلب آراء عمومی به نفع کروبی به نقاط مختلف کشور سفر می‏کرد.

خباز هنوز هم به این تشکیلات سیاسی تعلق خاطر دارد. کاش ایشان زندگی‏نامه سیاسی خود را می‏نوشت. یقین این زندگی‏نامه گامی موثر برای آشنایی با باغ سیاست ترشیز و اقدامی برای جریان‏شناسی در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. خباز از معدود اصلاح‏طلبان کشور است که دارای دوستان متعددی در میان رقبای سیاسی‏اش یعنی اصولگرایان، می‏باشد. برخی معتقدند که ایشان در گعده‏های حجت‏الاسلام ناطق نوری در لواسان تهران حضوری مشخص دارد. این روزها در اخبار شنیدیم و خواندیم و دیدیم که کنگره حزب اعتماد ملی با حواشی متعددی برگزار شد.

عمده حاشیه این کنگره بحث استعفای برخی از سران اصلی این حزب بود. عباس سلیمی نمین کارشناس مسائل سیاسی در این باره نوشت:«...در چهار دهه گذشته علی‏رغم اذعان همگان به ‏اهمیت حضور از احزاب قانونمند وشفاف و کارکرد آنها، نسبت به تأسیس و تقویت چنین نهادی اقدامات در خوری صورت نگرفته است و در حالی‏که جامعه ما به شدت نیازمند احزابی قابل اعتماد است متاسفانه همچنان برخی زیاده خواهی‌‏‏ها و سهل طلبی‎ها تصویر جذابی از احزاب شکل گرفته در سال‏های اخیر ترسیم نمی‌‏کند. برای نمونه، آن‏ چه در کنگره دوم حزب اعتماد ملی رخ داد بازتاب بسیار تأسف‌باری داشت.»

محمد جواد حق‏‌شناس عضو حزب اعتماد ملی در مورد آن‏چه موجب ناتمام ماندن کنگره شده مدعی است: «کنگره حزب اعتماد ملی که با شعار اتحاد و انسجام آغاز شد... با اقدامات سازمان یافته گروه فشار و علی‏رغم رأی اکثریت به شورای قبل ناتمام ماند». این اظهارات مبهم و چند پهلو ظاهرا قصد فرافکنی مسائل داخلی حزب را داشت. مهرداد سایه‎وند عضو دیگر این حزب تاکید کرد؛«هیچ گروه فشار مرسومی در سالن کنگره حضور نداشت...گروه فشار حاضر در سالن کنگره، اعضای استیجاری بودند که ضمن برگزاری کنگره، وسط سخنرانی‌‏ها بلند می‎شدند و از گرامی‎مقدم و امثالهم تعریف و تمجید می‏‌کردند.

 جناب حق‏‌شناس! در شورای شهر هم برای پایتخت این‏گونه تصمیم‌‏گیری می‏‌کنید؟ جناب حق‌شناس! راستگویی و شرافت ویژگی مؤمن است، از دروغ‏گویی دست بردارید. گروه فشار را شما به کنگره آوردید.» اسماعیل مقدم سخنگوی حزب در مصاحبه‎ای با ایلنا  معترضان به نحوه رای گیری در ابقای شورای مرکزی را غیر حزبی اعلام کرد و این در حالی است که دست کم معترضی چون آقای مهرداد سایه‌‏وند به طور قطعی در این حزب عضویت دارد. منابع و افراد دیگری نیز مدعی‏اند که به دنبال استقرار عضوی از این حزب در خیابان بهشت رقابت برای بهره مندی بیشتر از موهبت‏های شهرداری تهران تشدید شده است.

سایت اصلاح‌طلب انتخاب، دلیل اصلی درگیری‌‏های درون‏‌حزبی را تغییرات در شهرداری تهران خواند و نوشت:«بسیاری از اعضا صرفاٌ به فکر تقسیم غنائم شهر، پس از فتح شهرداری بودند» و مشخص است تعبیر گروه فشار، صرفاٌ چماقی برای ساکت کردن اعضای منتقد بوده از جمله آقای رحمت‌الله بیگدلی (عضو شورای مرکزی این حزب) است. جالب است بدانید در این حزب عده‏‌ای از اعضا همزمان، اعضای شورای مرکزی احزاب دیگر هم هستند و بعضاً در روز کنگره در جایگاه هیئت رئیسه موقت قرار گرفتند. دومین کنگره ناتمام این حزب قرار بود با حضور 1800 نفر بعد از وقفه‏ای ده ساله خرداد امسال برگزار شود.

گفتنی است که؛ حزب اعتماد ملی درسال84 به دبیرکلی کروبی تشکیل شد، از همان ایام تاکنون رسول منتجب‌نیا، قائم‌مقامی حزب را برعهده دارد. اولین کنگره این حزب ت مهرماه سال 87ب رگزار شد و در همان کنگره اعضای  55نفره شورای مرکزی حزب انتخاب شدند. محمد علی افشانی، مسعود سلطانی‌فر، الیاس حضرتی، رحمت‌الله بیگدلی، محمدجواد حق‌شناس، جواد اطاعت، محمدرئوف قادری، سیدابراهیم امینی، اسماعیل گرامی مقدم، نصرت‌الله تاجیک، محمدصادق جوادی‌حصار، محمدرضا خباز، احمد مازنی و حجت نظری ازجمله چهره‌های سرشناس شورای مرکزی 55 نفره اعتماد ملی هستند.

نماینده اسبق کاشمر در رابطه با وقایع این کنگره معتقد است؛« به‌دلیل اینکه قوانین احزاب در کشور تغییر کرده است همه احزاب باید اساسنامه خود را براساس قوانین جدید تغییر بدهند. این مساله نیز در دستور کار کنگره حزب اعتماد ملی قرار داشت و ما قصد داشتیم در اساسنامه حزب تغییرات جدیدی به وجود بیاوریم. از سوی دیگر اعضای حزب اعتمادملی قصد داشتند در این کنگره اعضای جدید شورای مرکزی را نیز انتخاب کنند. در این‌باره نیز دو دیدگاه وجود داشت. برخی از دوستان معتقد بودند بهتر است تا چند ماه آینده اعضای شورای مرکزی کنونی باقی بمانند و در مقابل نیز برخی عنوان می‌کردند باید انتخابات جدید برگزار شود.

ریشه اصلی تنش نیز در همین مساله بود. تعداد زیادی از جوانان فرم‌های مخصوص به عضویت در حزب را تکمیل کردند و در قسمت جلوی سالن تجمع کرده بودند. نکته دیگر اینکه مدیر جلسه باید در ابتدای جلسه فضا را آرام می‌کرد و از همه تقاضا می‌کرد که در صندلی‌های خود بنشینند که این اتفاق رخ نداد».

هر چه هست، باور بسیاری این است که؛ علت اصلی درگیری‌ها این کنگره ناتمام، اختلافات میان اعضای این حزب بود. درگیری از جایی آغاز شده است که طرفداران منتجب‌نیا در تلاش بودند تا هیئت رئیسه‌ای که کار تطبیق اساسنامه و انتخاب شورای مرکزی را به‌عهده داشت عوض شوند اما با ممانعت نزدیکان الیاس حضرتی مواجه شده و جلسه به ضرب‌وشتم منتهی شد. حتی  منتجب نیا کنگره را به نشانه قهر ترک کرد. متعاقب آن برخی از اعضای حزب اعتماد ملی دست به افشاگری زدند و دروغ هم حزبی‏های خود را مبنی بر اعمال فشار از خارج از حزب را به شدت تکذیب کردند.

این موضوع نشان می‌دهد که اصلاح طلبان در میان خود بر سر قدرت درگیری‌های ویژه‏ای دارند که گاهی با برگزاری کنگره و درگیری شدید در آن این گونه افشا می‏شود. اما اصلاح‌طلبان آنقدر فرافکنی را در دستور کار خود قرار داده‏اند که حتی درگیری درون خانواده خود را نیز به رقیب و خارج از جریان اصلاحات نسبت می‏دهند تا خود را میان افکارعمومی تطهیر کنند. در این میان حتی اعضای این جریان سیاسی ابایی ندارند که برای منافع حزبی خود منافع ملی را نیز قربانی کنند. به باور برخی از کارشناسان؛ اختلافاتی که در اعتماد ملی وجود دارد ممکن است در هر حزبی وجود داشته باشد.

اختلاف درونی در این حزب مسبوق به سابقه است و هر از گاه شعله‏ور می‏شود و منتج به نشر شایعه استعفا این یا آن عضو می‏شود. سال 1395 وقتی این اختلافات درون حزب اعتماد ملی برطرف نشد، کروبی از دبیرکلی استعفاء کرد. البته این استعفا مورد موافقت شورای مرکزی قرار نگرفت. البته امسال نیز وی دوباره درخواست استعفایش را مطرح کرد. گویا منتجب نیا و آقای حضرتی جزو گزینه‏های کاندیداتوری برای دبیرکلی هستند. خدا را چه دیدید شاید خباز دبیرکل این حزب شود! در این صورت وی بعد از محمد سلامتی دومین همشهری ماست که دبیرکل یک حزب در گستره ملی می‏شود.

پژمان ظفرمند، عضو این حزب در باره اختلافات حزبش از تیتر «اعتمادملی؛ آماج هدف حملات شیفتگان قدرت و تشنگان شهرت» بهره برده است. امید شیفتگان و تشنگان این حزب به یاد بیاورند که حواس مردم به میزان شیفتگی و تشنگی آنان برای خدمت و قدرت هست. در هر حال این واقعه  ما را بر آن داشت تا بار دیگر به سیاسیون دیارمان تاکید کنیم خاطراتشان را منتشر کنند. کاش حسن زاده، خباز، بلوکیان، اسماعیل‏نیا و بنیادی و افرادی چون محمد سلامتی خاطرات سیاسی‏شان را بنویسند و منتشر کنند. مرحوم عربی خاطرات نابی از مسایل سیاسی داشت که متاسفانه بر روی کاغذ نیامده است و اگر آمده منتشر نشده است.

این کاش را باید برای مردان و زنان عرصه سیاست ترشیز در قبل و بعد از انقلاب نیز بیان کرد. آیا افراد مشهور خاندان اقبال خاطرات نوشته شده‏ای دارند؟ آیا نمایندگان ترشیز در مجلس شورای ملی خاطرات نوشته شده‏ای دارند؟ کاش فرهنگ خاطره‏نویسی در دیارمان نهادینه شود. کاش مردان و زنان عرصه سیاست ترشیز در قواره بومی و استانی و ملی این مهم را جدی بگیرند و قلم بر کف بگیرند و زندگی‏نامه سیاسی‏شان را بنویسند. کاش کارگروهی بود تا تاریخ شفاهی باغ سیاست ترشیز را از طریق مصاحبه با سیاسیون منطقه کلید بزند. در هر حال وقایع حزب اعتماد ملی بهانه‏ای شد برای تذکر به حضرات برای نگارش و ضبط و ثبت وقایع. امید همه تشنه خدمت به نظام و مردم باشند.

 

مجموع رتبه (1)

5 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.