روز جهاني عصاي سفيد، روز عصای بینایی وآگاهی

اخبار ترشیز
Typography

23مهر، 15 اكتبر، روز جهاني عصاي سفيد و ايمني است. بر اساس آمارهای سازمان بهداشت جهانی حدود ۲۵۰ میلیون نفر در جهان دچار اختلال بینایی هستند که ۳۵ میلیون نفر از آن‌ها نابینای مطلق و ۸۰ درصدشان را افراد بالای ۵۰ سال تشکیل می‌دهند. در ایران نیز براساس آمارهای منتشرشده از سازمان بهزیستی کشور ۱۵۵ هزار نفر افرادی که تحت پوشش این سازمان بوده، نابینا هستند. گفتنی است در حال حاضر ۹۰ درصد نابینایان جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. در ایران نیز وضعیت نابینایان مساعد نیست. هم از نظر معابر که سال هاست بحث آن مطرح می‌شود و هم از نظر امکاناتی چون کتاب و ... نابینایان با مشکل مواجه هستند.پای صحبت یکی از نابینایان کاشمری نشستیم و با وی راجع به مشکلات فراروی این گروه صحبت کردیم که با هم می خوانیم .

لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید شما ابتدا دچار نابینایی بودید یا بر اثر حادثه نابینا شدید؟

علی طاهری هستم متولد بهمن ماه 1360 بر اثر یک تصادف نابینا شدم ازدواج کردم و یه دختر سه سال و نیم دارم. بعد از نابینایی لیسانس روانشناسی و مدرک تعمیر لوازم خانگی از فنی و حرفه ای گرفتم.زمانی که نوجوان بودم  بعد از ترک تحصیل هم همیشه دنبال کتاب خواندن ، مخصوصا تاریخی و علمی بودم و بعد از نابینایی اوایل حس می کردم  که شاید دوره زندگی مفید برام تموم شده و باید سربار دیگران باشم . وقتی فهمیدم که نابیناها هم می توانند با کتاب صوتی درس بخوانند به ادامه تحصیل خیلی علاقه مند شدم. ضمنا توی خانه هم حوصله ام از بی کاری سر می رفت.البته کار های تعمیراتی می کردم ولی همیشگی نبودند و اگرچیزی خراب می شد که در حد توانم بود  از روی تجربه زمان بینایی تعمیرش می کردم.

آبان 87 رفتم دبیرستان بزرگسالان خوارزمی ثبت نام کردم و دبیرستانم رو از صفر شروع کردم البته غیر حضوری یعنی توی کلاس ها شرکت نمی کردم فقط برای امتحان می رفتم.زمستان 89 هم ترم یک پیش رو ثبت نام کردم و  اگه درست یادم باشد اوایل اسفند امتحانش دادم و قبول شدم!  قسمت سخت کارم  اینجا بود که توی کلاس های ترم دو پیش شرکت می کردم عصر ها و صبح ها کتاب های ترم یک رو می خواندم برای امتحان !(سخترین دوره تحصیلیم همین بهمن تا تیر سال بعدش بود)چون هم پیش رو خواندم و هم کنکور دادم.

ضمنا از مهر سال 88 هم توی فنی حرفه ای ثبت نام کردم برای گذراندن دوره تعمیر لوازم خانگی که اتمام دوره فنی حرفه ای مصادف شد با ورودم به دبیرستان بزرگ سالان ایثارگران .

مهر 90 هم وارد دانشگاه شدم و مهر 93 هم درسم اونجا تموم شد و شش ترمه تمام کردم.حتی تابستان هم واحد پاس می کردم.آن زمان برنامه من این بود که زودتر بتوانم کارشناسی ارشد وبعدش دکترا هم بگیرم که بعدا نظرم عوض شد و ادامه تحصیل ندادم.

بیشتر در چه حوزه هایی فعالیت دارید؟

از پاییز سال 86 وارد کادر مدیریتی انجمن نابینایان کاشمر شدم که تا پاییز سال 90 ادامه داشت. علت ترک انجمن هم فشار کاری زیاد، نداشتن بودجه برای انجمن و گرفتن کمک های مردمی بود که این جمع آوری بودجه خیلی از وقت ما را می گرفت . توی این دوره ما سه سال انجمن برگزیده استان شدیم!

رابطه ما با بهزیستی هم به واسطه آقایان میانبندی و حق جو خوب بود و این دو نفر همیشه در حد توان با ما همکاری می کردند . باید تشکر کنم از امام جمعه آن زمان کاشمر جناب حجت الاسلام یعقوبی که هر کاری از دستشان بر می آمد با روی باز برای ما انجام می دادند.

اندیشه ما بر این بود که به بچه های نابینا خودکفا شدن و استقلال هر چه بیشتر را آموزش بدهیم مثلا با برگزاری کلاس های آی سی دی ال که با کمک خانم رحمانی توسط فنی حرفه ای مقدور شد

کلاس هایی مثل آموزش خط بریل، آموزش کامپیوترو موبایل...  ..

 زمینه های علاقه مندی شما چیست؟

از علایق من کلا کار های تعمیراتی از لوازم خانگی گرفته تا تعمیرات دیگر است. از برق کشی یه کلید ساده گرفته تا کل یه ساختمان، از نجاری گرفته تا لوله کشی و تعمیرات انواع شیر آلات اختمانی...

یادم است  حتی یک زمانی با چوب های معاینه پزشکی پایه چسب درست کردم و به مسئولین هدیه کردیم.ویک نمایشگاه هم بهزیستی برگزار کرد که من کلی وسیله آنجا داشتم از ساخت پیچ گوشتی  گرفته تا بازی مار وپله با لادری پنجره و قطره های چشمی تموم شده بود.توی انجمن هم یک دیوار با چوب درست کردم که در هم داشت و قسمت یخچال و سماور را از قسمت اداری انجمن جدا می کرد. حتی در را طوری طراحی کرده بودم که به بیرون باز می شد و فردی که توی قسمت اداری انجمن نشسته بود نمی توانست با باز شدن در قسمت آبدار خانه داخلش رو ببیند. دوست داشتم وقتی جلسه ای با مسئولین شهر داشتیم توی انجمن کاملا رسمی و درست باشد و فضا شیک و در شان هر دو طرف باشد.

با دنیای مجازی ارتباط دارید؟

به ساخت و طراحی وبسایت هم خیلی علاقه دارم و در حال حاضر دو تا سایت دارم که اداره سایت ها با من است..در فضای مجازی هم فعال هستم و گروه های بزرگی دارم که هدفش کمک به بچه های نابیناست . گروه هایی از پرسش و پاسخ در زمینه های موبایلی و کامپیوتری گرفته تا گروهی برای آموزش مهارت های زندگی به روش های نابینایی هست.

اگر از شما بپرسند یک نابینا بیشتر از همه به چه چیزی احتیاج دارد تا زندگی بهتری داشته باشد، چه جوابی می دهید؟

همیشه از بچه ها میخواهم انتظار نداشته باشند که دولت زندگی را  برایشان بسازد.  میگویم خودتان تلاش کنید و اگه دولت هم کمکتان کرد که بهتر.از مسئولینی که این مطالب رو می خوانند خواهش می کنم سطح شهر رو طوری درست کنند که قابل استفاده ما هم باشد!از مناسب سازی پیاده رو ها گرفته (مثل خیابان خاکی 15 خرداد) تا جریمه کردن افرادی  که ماشین و موتور روی پل ها پارک می کنند یا توی پیاده رو پارک می کنند یا برخورد با مغازه دار هایی که پیاده رو را هم جزو مغازه خودشان می دانند و فضا رو اشغال می کنند و یک محیط  غیر قابل دسترس برای عبور و مرورمی سازند. مردم هم اگر دیدند یک نابینا احتیاج به کمک دارد  به او  کمک کنند ,ولی حتما قبل کمک از وی اجازه بگیرند و سوال بپرسند که نیازی به کمک دارند یا نه....

از خانواده ها هم می خواهم حتما بچه های نابینایشان را در مدارس عادی ثبت نام کنند و اصلا آنها را از جامعه جدا نکنند و بچه ها را صرفا مصرف کننده بزرگ نکنند

 

 

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.