شب یلدا بهانه مطلوبی برای با هم بودن

اخبار ترشیز
Typography

حمید فدافن 

نگاهی تاریخی به مفهوم شب یلدا

کلمه یلدا کلمه‏ای پارسی باستان نیست و از زبان‏های آرامی و سریانی که ریشه‏ای سامی دارد، به زبان فارسی راه یافته است. یلدا از ریشه «ولد» است که در تمام زبان‏های سامی از جمله عربی به معنای تولد و زایش است.

جشن یلدا در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام یک ایزد در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد، همان که در زبان انگلیسی «day» خوانده می‏شود. یلدا و جشن‏های مربوطه که در این شب برگزار می‏شود، یک سنت باستانی است. یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم یا آیین مهر آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‏کردند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند، کهن است.

در دوران کهن مردم بر این باور بودند که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‏برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی و روزهای کوتاه‏تر نشانه‏ای از غلبه تاریکی بود، مردم برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می‏شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می‏کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‏های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. هنگامی که شب یلدا فرا می‌رسید، ایرانیان آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی نابود گردند. در این شب مردم گرد هم آمده و با خوردن و نوشیدن، شادی و گفتگو که پر از مهرورزی بود این شب را به سر می آوردند.

چنین آیین‌هایی نوعی کارکرد اجتماعی برای این جشن بوجود آورد. از کارکردهای اجتماعی چنین جشنی، باید به افزایش همبستگی اجتماعی و مهرورزی جمعی (جویای احوال یکدیگر شدن، گفتگو با یکدیگر، جشن و سرور و غیره) و ارضای روانی اشاره کرد. در دوره‌ای انگیزه‌های دینی برای این جشن بسیار با اهمیت بود اما در ادوار بعدی ماهیت دینی آن به تدریج رنگ باخت. در مواردی نیز تحول در ساختار چنین جشنی بوجود آمد. فال حافظ یکی از این موارد می‏باشد که بعدها به این جشن اضافه شد. تفأل زدن به دیوان حافظ که در اندیشه ایرانی انسان را مایوس نمی‏کند، مهم تلقی شد. کُرسی نیز یکی دیگر از این موارد به حساب می‌آمد، مردم در چنین شبی دور کرسی نشسته و به خوردن و گفت‏وگو مشغول می‏شدند.

گشتی در حال و هوای شب یلدا در کاشمر

 

در کاشمر بسان سایر جاهای ایران، شب یلدا بهانه مطلوبی برای دور هم جمع شدن است. این آیین ملی بهانه‏ای برای پاسداشت حرمت بزرگترهاست. در حافظه ما یلداهای متعددی حسب سن و سالمان جاخوش کرده است. لفظ یلدا برای ما معنای دید و بازدید می‏دهد. انگار این آیین ملی کارکردی مذهبی شبیه صله رحم دارد. یلدا یعنی بیایید دل‏هایمان را به هم نزدیکتر سازیم. در گذشته یلدا پر از قصه و حکایت و متل و آوسنه بود. کودکان در شب‏های قبل یلدا سر از پای نمی‏شناختند، می‏دانستند چند شب دیگر قرار است پای کُرسی بابا بزرگ بنشینند و دلی از عزا در بیاورند و قصه‏ای گوش کنند و به فراخور سن و سالشان با کودکان دیگر همبازی شوند.

نوجوانان می‏دانستند در این شب می‏توانند خوشه‏چین تجربیات بزرگترها باشند و در حالی که تا گردن زیر لحاف کُرسی فرو رفته‏اند، چشمانشان را ببندند و همپای راویان شیرین سخن به عمق قصه‏ها و خاطرات بروند. جوانان همپای والدینشان در خانه بزرگتر فامیل، طایفه و یا حتی محله می‏نشستند و گوش به قصه‏های نظیر قصه امیر ارسلان نامدار می‏دانند. در این شب اهورایی برخی باسوادها قصه حسین خان کرد شبستری را برای یکدیگر واگویه می‏کردند. کتاب‏های خطی و چاپ سنگی همچون؛ کتاب طوفان، حمله حیدری، شاهنامه، گلستان، بوستان و... گوش جان شنونده‏های شب یلدا را نوازش می‏داد. همه در شب یلدا گوش بودند و سعی می‏کرد توشه شب‏های یلدایی که خود بزرگتر فامیل می‏شوند، را حفظ کنند.

سینه به سینه نسل‏ها این آیین را برای یکدیگر نجوا می‏کردند. رادیو و تلویزیون نتوانست ماهیت و ذات این شب پر از دورهمی را کمرنگ سازد. همه دور کُرسی یا بخاری یا یک چراغ نفتی جمع می‏شدند و در حالی که نغمه‏ای داوودی از رادیو یا تلویزیون پخش می‏شد با هم گفتگو می‏کردند. انگار موسیقی کاتالیزور شب یلداست. موسیقی شب یلدا را نوستالوژیک‏تر می‏کرد. روزنامه و کتاب و مجله هم به مدد شب یلدا آمده بودند. آنها هم بهانه‏های برای پربارتر کردن این شب زیبا داشتند. در گذشته شب یلدا بهانه‏ای برای خیره شدن به چشم‏های همدیگر بود. انگار با چشمانمان با یکدیگر دیالوگ داریم. تلخ و شیرین روزگار را در چشمانمان رصد می‏کردیم.

در شب یلدا همه همدیگر را می‏دیدیم و می‏دانستیم هر یک چه دغدغه‏ای داریم و چه کمکی می‏توانیم به همدیگر بکنیم. همه هم را دوست داشتیم. آن روزها برف هم زیاد می‏آمد. باران هم به موقع می‏آمد. هوا آلوده نبود، عطر محبت همه جا جاری بود. بساط، بساط توزیع معرفت بود. انار نماد عشق بود و آجیل بهانه‏ای برای زیباتر کردن یک شب طولانی بود. بزرگترها سعی می‏کردند سفره‏ای رنگارنگ پر از خشکبار و آجیل و میوه‏های نوبرانه برای عزیزانشان پهن کنند. خوردن بهانه‏ای برای با هم بودن بود. یک دوربین عکاسی معمولی وظیفه ضبط و ثبت یک خاطره قشنگ را بر عهده داشت. یکی ضبطی به همراه داشت تا صدای پر لرزه اما پر مهر مادربزرگ یا پدر بزرگ و هر آنکس را که قصه‏گو بود و راوی بود را ماندگار سازد.

یک دوربین هَندی کَم برای فیلمبرداری کافی بود. در گذشته شب یلدا پر از تلاش برای دوستی و مودت و آشتی و پیوندهای پر محبت بود. در این شب ایرانی، ایرانیان هوشمند با مهربانی خارها را گل می‏کردند. ریش سفیدهای فامیل حل مشکل می‏کردند. همه می‏دانستند شب یلدا اعلام اتمام دعواهای ریز و درشت فامیلی و خانوادگی و طایفه‏ای و دَر و همسایه و محله و صنف و کوی و برزن است. همه می‏دانستند شب یلدا طعم شیرین رفاقت و محبت و ارادت و معرفت می‏دهد. شب یلدا بهانه مطلوبی برای یکدیگر را دوست داشتن بود. زن‏ها صحنه‏گردان شب یلدا بودند. کدبانوی موفق زنی بود که برای شب یلدا سفره‏ای زیبا و پرباری را تدارک دیده باشد. شب یلدا برای زنان برداشتن خیزی برای آماده شدن برای نوروز بود.

کدبانوان می‏دانستند که باید در هشتاد و نُه روز یا نود روز مانده به سال تحویل به فکر سفره هفت سین هم باشند. زمستان با شب یلدا طعم انتظاری شیرین برای وصال بهار را داشت. مردان گوش به فرمان زنان بودند تا برای فراهم شدن بساط شُوچِرِه (شب چله) همه چیز را در حد توانشان فراهم سازند. هندوانه بهانه‏ای برای یک دورهمی جذاب بود. انار عاملی برای گفت و شنودی صمیمانه بود. آجیل دستاویزی برای با هم بودنی پر از داستان و روایت و خاطره بود. هر چه بود شب یلدا پر از خاطره بود. کاش همتی شود و فرهنگ اهالی در باره این شب مستندسازی شود. دو اقلیم کوهستانی و کویر شهرستان کاشمر در باره این آیین رفتارهای خاص خود دارند.کاش این همه برای اطلاع آیندگان ثبت شود

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بار گذاری نظرات قدیمی تر
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.