ترکتازی کرونا و عادی انگاری و نگاه اداری ما

اخبار ترشیز
Typography

حمیدرضا بی تقصیر 
یک نوبت در این نشریه به کرونا از دید جامعه شناسی نگاهی داشتیم. در نوبت‏های دیگر به کرونا از زوایای مختلف پرداختیم. در همه گزارش‏ها نگاه‏های ملی و استانی و بومی را در حد توان بررسی کردیم. در زمانه نگارش این یادداشت کاشمر به خود رنگ قرمز دارد. در دو هفته گذشته از نارنجی به زرد و مجدد نارنجی و اینک قرمز رسیدیم.

این یادداشت به دستاوردهای ایران در تهیه واکسن کرونا کاری ندارد. کاری به خرید یا عدم خرید واکسن توسط ایران ندارد. کاری ندارد که در چند کشور واکسیناسیون تمام شده و ایران هنوز تمام نشده است.

این یادداشت به این که برخی به خارج می‏روند برای واکسیناسیون هم کاری ندارد. اشارتی هم به کشور ارمنستان ندارد.  قصد بررسی ستاد مبارزه با کرونا را هم ندارد. از اینکه وزیر بهداشت به نماینده مجلس چی گفت را هم ندارد. این که کی راست و دروغ می‏گوید هم هدف این یادداشت نیست. شاه‏بیت این یادداشت این است،« در بعضی جاها نگاه‏مان به مبارزه با کرونا شدیداً اداری شده است و وجود کرونا برایمان عادی گشته است!».  لطفاً در مقابل این گزاره گارد نگیرید. کافی است به اطراف خود بنگریم. دیگر خبری از قرارگاه جهادی نماینده دیارمان نیست.  یادتان هست در اسفند 1389 و بهار 1399 این قرارگاه چقدر فعال بود.

از آن فعالیت چه خبر؟ البته واضح و مبرهن است شاید فعال باشد و نگارنده بی‏خبر باشد! شاید در قالبی دیگر مشغول باشد و باز هم نگارنده بی‏خبر باشد. یادتان هست در بعضی جاها بَنرها و پارچه‏هایی نصب بود. شهرداری هم شهر را ضد عفونی می‏کرد. در جوار درب ورودی بسیاری از نهادها و ادارات و سازمان‏ها دستگاهی برای ضدعفونی دست‏ها پیش‏بینی شده بود. البته هنوز هم در بسیاری جاها هست، که امید مورد استفاده ارباب رجوع باشد. یادتان هست ماه‏های اول مطرح شدن پروتکل‏های بهداشتی، سعی داشتیم فاصله‏گذاری اجتماعی را رعایت کنیم؟

نانوایی می‏رفتی باید دقت می‏کردی که با نفرات اطرافت فاصله را رعایت بکنی. حتی صاحب نانوایی، کف پیاده‏رو و یا داخل نانوایی را علامت‏گذاری کرده بود برای رعایت فاصله.  در مراکز عمومی مختلف این علامت‏گذاری و نوبت‏دهی لحاظ شده بود. حتی در ادارات دستورالعمل‏های بهداشتی اختصاصی هم صادر شده بود. به نظر شما الان این موارد رعایت می‏شود؟ یک بَنر یا پارچه و پوستری در ورودی راهروهای اداری نصب است که بی‏ماسک وارد نشوید و با هم دست ندهید. ولی در عمل بی‏ماسک‏ها بیشتر از با‏ماسک‏ها هستند. دست دادن هم رونق گرفته است.

نگارنده گاهی در مسیر پیاده‏روی تعداد بی‏ماسک‏ها را می‏شمرد. به واقع هر ماه دریغ از ماه قبل. انگار کرونا یک ویروس ساده است که بیخیال ما شده است و این جهش‏یافته‏های انگلیسی و هندی حکایتی دروغ است. خدا به کسبه عزیز صبر جزیل عنایت بفرماید که در این کرونازدگی و تعطیلات و رنگ‏های مختلف، از نظر درآمد و پاس کردن چک‏ها دچار هزاران دغدغه شدند. به نظر شما در بازار به چه میزان بحث پروتکل‏های بهداشتی و فاصله‏گذاری‏های اجتماعی رعایت شد؟ حتماً منظره‏های توزیع انواع کالاها را به یاد دارید؟ مورد مرغ و روغن یک موردش.

خلاصه حکایت اداری شدن صحبت در باره کرونا و عادی شدن آن برای همه، یک مصیبت است. اصلاً معنای جدیدی به قرنطینه دادیم. از ساعت فلان تا ساعت بهمان حضرت ویروس فعال است. این مراسم یا آن آیین برگزار بشود، اشکالی ندارد، البته با رعایت پروتکل‏ها، ولی حتماً این یا آن مراسم و آیین برگزار نشود ولو با رعایت پروتکل‏ها. یقین ویروس در بعض مناسبت‏ها ساکت است و استراحت می‏کند و در بعض مواقع عجیب فعال است! سری به بولوار سید مرتضی(ع) و تفرجگاه‏ها بزنید. یعنی ویروس آنجاها تردد ندارد؟ کاش حواسمان به قوانین باشد.

حتی از جریمه شدن در جاده هم باکی نداریم. حساب و کتاب می‏کنیم که مثلاً برویم شمال و اینقدر هم جریمه خواهیم داد. یعنی جریمه تردد در وضعیت قرمز هم جزو هزینه‏های سفر شده است. اما چند چیز در این اداری شدن برخورد با کرونا و عادی شدن آن برای ما مردم خیلی تلخ است، چرا ادارات و شرکت‏های صادر کننده قبض یعنی گاز و تلفن و آب و برق، علاقه به دادن اخطار دارند؟ مگه ایشان از حال و احوال مردم بی‏خبرند؟ کرونا و گرما و گرانی به اندازه کافی استرس‏‏زاست. چرا باید به استرس مردم افزود؟ به نماینده پیشنهاد می‏کنم از دولت رئیس جمهور جدید بخواهد گوشه چشمی به این مهم داشته باشند.

مردم از کرونا و گرانی و گرما دردها دارد. عرضم این نیست که قبضی صادر نشود . مردم باید دین خود را به این شرکت‏ها پرداخت کنند. منظور دادن مهلت است و حذف بحث اخطار و قطع. آستانه تحمل مردم را ملاحظه کنید. یقین شورای تامین شهرستان به این ظرائف و دقایق دقت دارد. از همین منظر باید به  بانک‏ها گفت که کمی بیشتر دل به حال مردم بسوزانید. خوب نیست صرف یک یا دو قسط دم از مسایل حقوقی و اخطار و اعصاب خردکردن وام گیرنده و ضامن بزنید. باور بفرمایید کرونا یک واقعیت است. گرما یک حقیقت است و گرانی این حقیقت و واقعیت را در هم آمیخته است.

از فرماندار استدعا می‏شود موضوع را به روسای بانک‏ها و موسسات مالی و صندوق‏های قرض‏الحسنه دیارمان گوشزد بکند. این موضوع تاکنون چند نوبت در دو سال اخیر در این نشریه بیان شده است. نگارنده این مهم را چند نوبت به استحضار نماینده و مسئولان فرمانداری متذکر شده است. فرض کنید یک بیمار کرونایی دارید. برق نیست هوا گرم است. پولت را صرف دارو و درمان کردی که یهو پیامکی از فلان بانک می‏آید که بهمان مقدار بدهی دارید. اگر پرداخت نشود مثلاً دایره حقوقی اینکار و آنکار را می‏کند. یهو حضرات ضامنین هم تماس می‏گیرند که هی فلانی در این اوضاع گرانی و گرما و کرونا برو قسطتت را بده.

مسایل مالی در ایام کرونا و گرانی مهم است. کاسبی را می‏شناسم که برای پاس کردن چک‏هایش حیران بود. مستاجری را می‏شناسم که افزایش کرایه داغانش کرده بود. در سال‏های بعد از کرونا شاهد افزایش بیماری‏های عصبی و روانی خواهیم بود. استرس و افسردگی و به قول معروف غمباد رزق بسیاری شده است.  کرونا از این منظرها تلخ است. قوز بالا قوز است. در ابتدای این مطلب به فعالیت قرارگاه جهادی اشارت شد. آن زمان بحث رزمایش مومنانه مطرح بود. حتی بحث رسیدگی به اقشاری که مشاغلشان در این ایام دچار مشکلاتی شده بود هم مطرح بود.

از رزمایش مومنانه چه خبر؟ حضرات مسئول حواسشان به اقشار آسیب‏پذیر باشد. فقر با خود انواع بزه‏ها را می‏آورد. حواسمان باشد که خضرت آقا هم بارها به شناسایی و حل آسیب‏های اجتماعی اشارت فرموده بودند. مسئولان شهر اگر در سطح شهر ترددی دارند در چهارراه‏ها حضور افراد متکدی را لابد دیده‏اند. از محاکم دادگستری باخبرند. احوال زندان را می‏دانند.  کاش از ریتم اداری نگاه کردن به کرونا خارج شویم. کاش کرونا برایمان عادی نشود. راستی برای تقدیر از کادر درمان و مدافعان سلامت چه می‏کنیم؟ ماه‏های اول چه شعارهای خوبی می‏دادیم.

یادش بخیر حتی هنرمندان هم دغدغه مبارزه با کرونا را داشتند. در کسوت یک روزنامه‏نگار هر از گاه مطلبی در باره کرونا و تقدیر از کادر درمان نوشتم که به نظر خودم بسیار کم است. در باره اثرات اجتماعی کرونا نوشتم. که باز هم باید نوشت. در دوران دفاع مقدس اگر وامدار رزمندگان بودیم در این دوره وامدار کادر درمان و مدافعان سلامت هستیم. درود بر شرف این بزرگواران. کاش این عزیزان خاطرات پر خطر خود را بنویسند و منتشر بکنند. امید این پیک، آخرین پیک کرونا باشد و شاید همه گیری واکسن باشیم و بی‏کرونا بشویم الهی. آمین.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.