باباجی و حکایت حج رفتن فدافنی ‏ها در عهد قجر

اخبار ترشیز
Typography

حمید رضا بی تقصیر

ویروس کووید نوزده امسال مانع برگزاری گسترده حج شد. در گذشته‏های نه چندان دور هم گاهاً شاهد تاثیر یک بیماری در نحو برگزاری حج بودیم. به قول قدیمی ‏ها، در سال وبا نمی ‏شد حج رفت. در گذشته حج رفتن کار سختی بود. به واقع باید مستطیع می‏ بودی و خرج حداقل یک سال خانواده را کنار می‏گذاشتی و می‏توانستی مخارج رفت و برگشت سفر را در عهد فعالیت کاروان‏ها و ساربان‏ها تامین کنی.

این همه در حالی بود که باید از سرزمین‏های عبور می‏کردی که دارای انواع مشکلات از جمله راهزنی و جنگ و بیماری و قحطی بودند.

در نیمه دوم دهه شصت روزی پای صحبت پدربزرگ نشسته بودم. پیرمرد واگویه‏ های جالبی از حج رفتن اهالی فدافن داشت. بابا حاجی یک نوبت موفق به رفتن به حج واجب شده بود و با افتخار از آن یاد می‏ کرد. او در اوایل دوره پهلوی دوم با کاروان به حج رفته بود. باباجی از حج رفتن پدر و پدر بزرگش می‏گفت. این دو در اواخر دوره قاجار به حج رفته بودند. دوران رونق حرکت کاروان‏ های شتر و دوره اقتدار ساربان‏ها. می‏گفت کاروانی از فدافن و چند روستای اطراف و تنی چند از شهر از مسیر طبس و یزد به سمت دریا رفته بودند.

منظورش بنادر خلیج فارس بود. از آنجا سوار بر کشتی به مکه رفته بودند. می‏ گفت اینان از شش ماه مانده به حج سفر را آغاز کرده بودند. بعد حج هم عزم عتبات عالیات کرده بودند. آن روزگار عربستان و عراق از جمله ممالک تحت امر عثمانی (ترکیه فعلی از بقایای آن است) بود. سفر ایشان قریب 15 ماه طول کشیده بود. تنی چند از حجاج در مسیر برگشت فوت کرده بودند. پدر بزرگ باباجی در خروجی مکه فوت کرده بود. پدر باباجی هم در کربلا مرحوم شده بود.

به گفته باباجی فردی که مستطیع بود و قصد سفر حج داشت از چند سال قبل تدارک کارش را می‏دید. همانطور که در صدر یادداشت اشارت شد باید خرج خانواده و سفرش را مهیا می ‏کرد. البته به قول باباجی باید خرج سفره و سوغاتش را هم فراهم می‏ کرد. در دوره قاجار بسان امروز شاهد شبکه‏ منظم راه‏ها و انواع وسایل نقلیه نبودیم. دو وسیله ایاب و ذهاب وجود داشت؛ اسب و شتر و حیوان باربر و کشتی. کاروانسالاری اعلام می‏کرد که قصد حج دارد. و یا اینکه قصد رساندن حجاج را تا بخشی از مسیر دارد.

افراد برابر استطاعت مالی و شرایط زندگی هماهنگی‏های لازم را می‏کردند.  گاهی فرد متقاضی حج خود، اشتر و استر و قاطر را تامین می‏کرد. به فراخور حالش و یا حال همراهانش حتی کجاوه‏ ای مهیا می‏کرد. گاهی هم ساربانی تامین کننده شتر می‏شد و گاهاً خود کاروانسالار تامین همه چیز را بر عهده داشت. تصور بفرمایید حرکت مستقیم از ترشیز آن دوره به سمت عربستان آن روزگار از مسیرهای مختلف نیازمند چه تدارکاتی بود. باباجی می‏گف گاهی سفر از مسیر عراق بود و از آن جا عازم عربستان می‏شدند.

در اسناد تاریخی هم مسیرهای مختلفی ذکر می‏شد. البته بد نیست بدانید کاشمر امروز و ترشیز آن روزها خود در مسیر کاروان‏های ماورالنهر و افغانستان امروز و حتی خطه سین‏کیانگ بود. البته اگر مسیرهای دریایی و غیر دریایی ایشان ناامن می‏شد کاروان‏های آن نواحی از این مسیر تردد می‏کردند. باباجی از راهزن‏ها هم می‏گفت. به قول وی اینان دو گروه بودند.اکثریت راهزن‏ها و قطاع‏الطریق با کاروان‏های حج کاری نداشتند. البته باید به آنها ثابت می‏شد که این کاروان نیست حج دارد. این هم به دیپلماسی و ارتباطات کاروانسالار بر می‏گشت.

گروهی از راهزن‏ها حسب تعصبات مذهبی خواهان ثواب با کشتن شیعیان بودند. لذا به کاروان شیعیان در مناطق دارای اختلاف مذهبی حمله می‏شد. همین موضوع باعث تغییر مسیر کاروان می‏شد. در برخی مناطق هم جنگ بود. این جنگ بعضاً از نوع ضعف حکومت عثمانی در مقابل تحرکات استقلال‏طلبانه در عراق و حوزه خلیج فارس و عربستان بود. بعضاً هم حسب اختلافات نواحی مختلف مسیر راه تغییر می‏کرد. کاروان باید مراقبان و نگاهبانانی می‏داشت. گاهی از همان ابتداء برخی به این نیت همراه کاروان می‏شدند.

بعضی کارشان این بود. بعضاً تا مسیری کاروان را همراهی می‏کردند و گروهی دگر در بخشی دیگر از مسیر ایشان را همراهی می‏کردند. این همه بازم منوط به گستره ارتباطات کاروانسالار بود. حتی تامین مایحتاج کاروان در مسیر حرکت، مبتنی بر همین ارتباطات بود. تا دوره پهلوی اول هنوز کاروانسراها رونق داشتند. هنوز رباط‏ها فعال بودند. برای همین نام برخی از کاروانسالارها بیشتر از سایر کاروانسالارها مطرح بود. گاهی فدافنی‏ها به یزد و طبس و حتی مشهد می‏رفتند تا از خدمات یک کاروانسالار کاربلد بهره ببرند.

این کاروانسالارها در هر ایالت و ولایت و کشور سعی داشتن قوانین آن دیار را به بهترین نحو رعایت بکنند. در منابع تاریخی آمده است،«در دوره قاجار حجاج ایرانی ناگزیر بودند با کاروان‌های رسمی عثمانی به حج بروند و دلیل این ضرورت نا امنی راه‌های دیگر بود؛ زیرا دولت عثمانی، تنها از راه رسمی حفاظت می‌کرد و امنیت را در آن برقرار می‌ساخت. حجاج ایران از ارکان اصلی این کاروان بودند».. سلاطین عثمانی خود را خادم‌الحرمین و خلیفه مسلمانان جهان می‌شمردند.

در منابع آمده، عبور حجاج ایرانی از شرق آناتولی و شام و حلب، به خاطر تشابه مذهب آنان با اتباع آن مناطق، به‌خصوص در دوره صفوی، وضعیت خاصی را به وجود می‌آورد و دولت عثمانی این مساله را به شدت درکنترل خود داشت. به همین دلیل و همچنین به خاطر ناامنی راه‌های دیگر، دولت عثمانی از حجاج ایرانی با تاکید می‌خواست که تنها از گذرگاه رسمی ـ که راه شام بود ـ آمد وشد داشته باشند و از راه‌های دیگر استفاده نکنند.البته در دوران قاجاریه اوضاع رو به بهبود رفت و حجاج ایرانی جز در راه جبل، در راه‌های دیگر؛ یعنی راه بصره، راه دریا، راه استانبول، راه‌حلب و راه شام با مشکلات دوران صفوی مواجه نشدند.

به گفته باباجی در هر کاروان حسب درایت کاروانسالار و تمول کاروانیان باید سوای نگاهبانان و آشپز و خدمه، یک حکیم‏باشی و طبیب هم حاضر می‏بود. حضور یکی دو روحانی یا افراد آشنا با احکام حج و مسایل شرعی سفر و مسلط در بیان احکام هم ضروری بود. معمولاً بانوان در این قبیل سفرها شرکت نمی‏کردند، ولی منعی هم نداشتند و در صورت توان شرکت در سفر و داشتن تمول، هم پای کاروان می‏شدند. تفاوت سفر حج امروز و دیروز بسیار است. بار عاطفی سفرهای گذشته بسیار بالا بود.

تصور بفرمایید در حالی دارید از خانه و خانواده و فامیل وداع می‏کنید که در عین امیدواری، ناامید از برگشت هستیند. به همین خاطر در گذشته عناوین حاجی و حاجیه بسیار تشخص‏آور بود. این دو عنوان در وهله اول بیانگر جایگاه اجتماعی فرد بود. بدین معنا که او ثروتمند است و آنقدر مال و اموال داشته است که به سفر حج رفته است. به تعبیری فرد حج رفته به همه آرزوهایش رسیده و با اذن حضرت حق مهیای سفر آخرت در وقت مقرر است.

جالب است که در فدافن به فردی که در موسوم حج تولد شده باشد هم حاجی می‏گفتند. حجاج بعد از سفر طولانی‏شان مورد استقبال خاصی قرار می‏گرفتند. دو سه منزل مانده به فدافن پیکی به روستا می‏آمد که چه نشستین فلان کاروان فردا یا پس فردا به روستا می‏رسد. او اخبار کاروان را می‏داد که کی زنده یا کی فوت کرده و کی بیمار است. این بیماران هم حکایت خاص خود را داشتند. بعضاً با کاروان به مقصد می‏رسیدند. و برخی در میان راه جایی اطراق می‏کردند تا بهبود بیابند و با کاروانی دیگر بیایند و یا خود به دل جاده بزنند.

جمعیت برابر هماهنگی‏ها در وقت مقرر به استقبال فرد از حج برگشته می‏رفتند. معمولا ورودی روستا به این انر اختصاص داشت. چاوشی‏خوانی سکه پررونق این استقبال بود. حج رفته در اولیه فرصت قبل به ورود به روستا لباسی درخور بر تن می‏کرد. همه با مصافحه و دیده‏بوسی خود را متبرک می‏کردند. خانواده‏اش بسته به رتبه و منزلت سفره‏ای پهن می‏کردند و از استقبال کنندگان پذیرایی می‏کردند. عموماً گوشت گوسفند و یا احشام ذبح شده در آیین استقبال صرف تهیه آبگوشت برای ناهار و بعضاً شام می‏شد.

تا ناهار یا شام مهیا بشود فرد حج رفته در حیاط منزل و یا جایی در شأن مهمانان، میزبان آنان بود و بسته به فصل با شربت و چای و انواع شیرینی‏های خانگی پذیرایی می‏شد. یکی دو روز به دیدوبازدید می‏گذشت. روز دوم یا سوم سوغاتی‏ها گشوده و توزیع می‏شد. چند گروه از این سوغاتی‏های بهره خاص داشتند. در وهله اول خانواده و افراد درجه یک سهم اصلی را داشتند. سایر اقارب و خویشان و حتی همسایگان و آشنایان حسب میزان تعاملات در رتبه‏های بعدی بودند.

ولی یک سهم خاص افرادی بود که در این سفر مراقب خانواده و کار و کسب فرد حج رفته بودند. اگر فرد حج رفته در مسیر رفت یا برگشت فوت کرده بود آیین پرسه‏داری برایش برگزار می‏گشت. بسته به فصل برگشت، تا مدت‏ها خاطرات فرد از حج برگشته نقل محافل روستا بود. تشخص حاصل از این سفر به حدی بود که فرد حاجی به منزلت اجتماعی جدید نایل می‏شد. صدر نشین محافل بود و به نوعی ریش سفید و گیس سپید شناخته می‏شد. نقش موثری در حل اختلافات میان اهالی داشتند.

. کاش حکایت سفر حج در گذشته مستندنگاری شود. هنوز معمرینی هستند که سفر با کاروان را تجربه کرده‏اند و یا تجربیات حج‏رفتگان را شنیده‏اند. نکته مهم در این سفرها در گذشته جایگاه فرهنگ یاریگری بود. افراد یک روستا با جان و دل و به منظور ثواب همه جوره با فرد به حج رفته همراهی می‏کردند. باباجی می‏گفت خانه و سرا و حتی خانه باغ فرد از حج برگشته توسط اهالی ترمیم و تعمیر و به بهترین نحو نگاهداری می‏شد. در هر حال امسال به خاطر کرونا خبری از حج واجب نبود. امید سال آتی بی‏کرونا شویم

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.