کاشمر قد خمیده در محضر کرونا

اخبار ترشیز
Typography

حمید رضا بی تقصیر 

از بهار 1399 تاکنون سعی کردم حداقل در هر فصل مطلبی در باره کرونا بنویسم. باورم آن است که آیندگان امروز ما را به قضاوت خواهند نشست. باورم آن است که محققان در ادوار آتی، سوای آمار رسمی و صورتجلسات اداری به تاثیر این بیماری جهانگیر، بر بسیاری از امور جامعه خواهند پرداخت. دیروز پنچشنبه بیست و یکم مرداد چند خیابان شهر را گز کردم.

به چند روستا رفتم. یک واقعیت تلخ بار دیگر برایم عیان شد. تبلیغات مربوط به مبارزه با کرونا در کل چندان مشهود نیست. از دیگر سو انگار مردم بیم و هراسی از کرونا ندارند!

کاش یک نهاد علمی میزان تقید مردم به استفاده از ماسک را برآورد می‏کردند. چه بسا کمتر از 25 درصد باشد. یکی از دوستان در خیابان امام برایم شرح داد که از ماسکی استفاده می‏ کند که می‏ تواند چند نوبت آن را شسته و اُتو کرده و دوباره استفاده کند. از وجود اینگونه ماسکی بی‏خبر بودم. جالب آن که ماسک من و ایشان از یک مدل بود. پرسیدم از آن مدل قابل شستشو نمونه ‏ای دارد، که تهیه ‏اش کنم؟ به صورتش اشاره کرد. و با خجالت گفت که؛ یک ماهه با همین ماسک است و هنوز وقت نکرده آن را بشوید! با تعجب نگاهش کردم.

به نظر شما چند درصد از افراد کاشمر اعم از شهر و بخش و آبادی مقید به استفاده از ماسک هستند؟ از این میزان چند درصد به موقع ماسک کهنه را با ماسک جدید عوض می‏کنند؟ و این در حالی است که باید جمع بی‏ ماسک‏ ها هم لحاظ بشود. در این میان ببینیم چه تعداد از اصناف و کاسب‏ها و دستفروش‏ها و صاحبان دکاکین و مغازه‏ ها و دارندگان مشاغل آزاد به استفاده از ماسک پای‏بند هستند؟ در مسیر خیابان قائم (عج) از درب مهدیه تا فلکه مرکزی در ساعت یازده  صد و سی نفر بدون ماسک بودند!

لابد برای راستی ‏آزمایی می‏ توان از دوربین‏ های ترافیک یا نمی ‏دانم پایش تصویری و حتی دوربین‏های مغازه ‏ها می‏توان مدد جُست. متاسفانه تعداد ماسک‏ داران را نشمردم، چون به نظرم در این مسیر کم بودند. در مسیر به چند مغازه سر می‏ زنم. به بعضی مغازه‏ ها هم از پشت شیشه و ویترین نگاهی انداختم. متاسفانه اکثراً بی‏ ماسک بودند. به یکی دو صندوق قرض ‏الحسنه هم سری زدم. الاحق و الانصاف تذکرات خوبی بر در و دیوار نصب کرده بودند. ولی به هر دلیل مردم فاصله ‏ها را رعایت نمی ‏کردند.

این عدم رعایت فاصله‏ ها یا همان فاصله‏ گذاری اجتماعی روزهای اول مطرح شدن، رونق داشت، بعضی جاها به خصوص نانوایی‏ها روی زمین علامت‏های بود برای استقرار مشتریان، اگر دقت کنید به این مهم کمتر توجه می‏ شود. به چند بانک هم سری می‏زنم. اصول جالبی رعایت شده است، مثلاً پلاستیکی میان کارمند و ارباب رجوع کشیده شده است، اکثریت ماسک دارند. وارد خیابان امام می ‏شوم. بی ‏ماسک‏ ها اینجا هم بیشتر هستند. کوچه امام یک، بی ‏ماسک‏ ها بیشتر هستند، و چقدر جمعیت در هم است.

روبروی پاساژها هم شلوغ است. به مغازه یک آشنا می‏روم، ماسکش را کناری گذاشته، به احترامم ماسک‏ را می‏زند. می‏ گوید وقتی ماسک دارد احساس خفگی می‏ کند. این حس را از چندین نفر دیگر شنیده ‏ام. اعتراف می‏کنم در ورودی خیلی جاها تبلیغاتی در باره استفاده از ماسک در قطع کوچک و متوسط نصب شده است ولی کو گوش شنوا، یا حداقل باید اذعان کرد گوش شنوا کم است! سری به مسیر مطب‏ها و آزمایشگاه‏ها می‏زنم. بی‏تعارف فعالان حوزه پزشکی مقررات را به خوبی رعایت می‏کنند، اما امان از مراجعین.

در مسیر دوستی را می‏بینم. برایش توضیح می‏دهم که مشغول چه کاری هستم. لبخندی به طنز می‏زند که بیا چند عکس نشانت بدهم. در سایه درختی از درختان پارک شهید عسکری صفحه اینستاگرام یک گروه کوهنوردی را نشان می‏دهد، جمعی در یک ردیف خطی در حال کوهپیمایی هستند. قریب به اکثریت بی‏ماسک هستند. توضیح می‏دهد که الان در موسم انگورواکنی یا هر برنامه زراعی و باغی بیشتر افراد بدون ماسک هستند. به باور او مگر با ماسک هم می‏شود انگورچینی کرد؟

این را در مراجعه به چند روستا متوجه شدم. در ورودی روستای فدافن در مقابل دهیاری جمعی را دیدم که جملگی بی‏ماسک بودند. گشتی در روستا زدم، موتوری‏ها در مسیر باغات و مزارع به روستا در تردد هستند و عموماً بی‏ماسک. یک موتوری دقت داشت تا پنج سرنشینش را به سلامت به مقصد برساند. در مسیر برگشت متوجه شدم انگار قانونی برای فاصله مسافران با هم وجود ندارد. برخی تاکسی‏ها پلاستیکی پیرامون صندلی راننده کشیده‏اند تا مثلاً فاصله حفظ شود.

ولی در وقت دادن کرایه تاکسی این اسکناس‏های آلوده است که ردوبدل می‏شود. آیا در این عصر کرونایی باید در یک تاکسی چهار مسافر بنشینند؟ به یاد می‏آورم که در اتوبوس‏های بین شهری هم این مهم رعایت نمی‏شود. شنیدم در مینی‏بوس‏های منتقل کننده مسافر بین آبادی‏ها و کاشمر هم این نکته رعایت نمی‏شود. امید اشتباه شنیده باشم. علت را می‏پرسم. پاسخ ساده است. درد معاش و ضرورت تامین مایحتاج در این گرانی و روزگار پرداخت اقساط دلیل اصلی است. مسافر می‏خواهد زود برسد و راننده هم دنبال دغدغه‏های معیشتی خود است.

چشمم به قهوه‏سراهای دیارمان می‏افتد. در اینجاها هم تعداد ماسک‏داران کم است. یقین اتاق اصناف حواسش به این موارد در میان همه صنوف هست. شخص فرماندار حواسش به این موارد هست. در چند کافه هم تعداد ماسک‏داران نزدیک به صفر است. لابد ماسک را در جیب و یا کیف گذاشته‏اند و فاصله اجتماعی را رعایت کرده‏اند. در باره بقاع متبرکه چه باید نوشت؟ قرار است همه عزاداری‏ها بر اساس رعایت پروتکل‏های بهداشتی باشد. پس لابد در هیئات  تکایا و تمام مجالس عزا همه چیز مبتنی بر رعایت قوانین بهداشتی است.

به چند اداره و دانشگاه هم سری می‏زنم. امان از عدم دقت ارباب رجوع. چند شماره قبل در یادداشتی متذکر شدیم که در بحث رعایت مقابله با کرونا با دو آفت مواجه‏ایم. آنچه در پاراگراف‏های فوق بیشتر اشاره شد عادی نگری مردم به مقوله کروناست انگار همه نترس شده‏اند. یا به عبارتی انگار در فرهنگ فردی هر کدام از ما چیزی به نام ضرورت هراس از کرونا وجود ندارد و این مهم در خرد جمعی ما هم جا خوش کرده است! این مهم یک بلیه است. ولی یک سوال متولی فرهنگ‏سازی برای مقابله مردمی با کرونا کیست؟

یقین نگاه‏ها معطوف سیستم اداری مبارزه با کروناست. این اداری بودن مبارزه با کرونا آفت دیگری است که در کنار آفت عادی‏نگری شده دو بلای عرصه نبرد با ویروس کووید نوزده، امید با حرکاتی جهادی آفت اداری نگری به مبارزه به کرونا حذف شود. یادتان هست روزگاری به راهبری نماینده فعلی قرارگاهی ایجاد شده بود و چند ایستگاه ضدعفونی راه افتاده بود؟ مبارزه با کرونا نیازمند روحیه جهادی است. شنیدم که فرماندهی سپاه در سطح کشور طرح شهید سلیمانی را در دستور کار دارند.

پیشنهاد می‏گردد در سطح بومی با بهره‏مندی از راهبردهای ملی، تحرکاتی با کمک مراکز آموزش عالی و ادارات فرهنگی و گروه‏های هنری برای فرهنگ‏سازی مبارزه با کرونا راه بیفتد. کرونا مهمان امروز و فردای ما نیست فرداهای دیگری هم در راه است. این ویروس در حال جهش است. یادش بخیر اوایل شروع کرونا چند گروه هنری کارهایی کردند که امید با حمایت شورای اسلامی و شهرداری و نهادهای دیگر دوباره شاهد اوج گرفتن آنها باشیم. و اما یک نکته مهم باید ثناگوی کادر درمان و مدافعان سلامت باشیم.

این مهم با شعار ممکن نیست. آن دو آفت باید برطرف بشود. گروه‏های هنری و مراکز مختلف شایسته است در نعت و ستایش کادر درمان و مدافعان سلامت کارها بکنند کارستان. امید بشود کاری برای تقدیر از خدمات ایشان انجام داد. یقین اصلی‏ترین کار رعایت قوانین است. و بایسته است که فرماندار و ارکان مدیریتی حواسشان به دغدغه‏های معیشتی مردم باشد. اگر قرار است در خانه بمانیم باید خیالمان از خیلی چیزها راحت باشد. هیچ بانک و موسسه مالی برایمان پیامک و اخطار بابت اقساط نفرستد.

در این دوره کرونا و شرایط فرابحرانی بانک‏ها اصراری به برگشت چک‏های کسبه و مردم نداشته باشند. موجران با مستاجران به خوبی رفتار کنند. اداراتی که اهل صدور قبض هستند مردمدار باشند. خیلی تلخ است که در خانه باشی و مثلاً برق خانه به علت بدهی قطع باشد و بیماری داشته باشی و قطعی برق باعث مرگش بشود! رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بر رزمایش مومنانه تاکید داشتند. یقین حواس‏ها به نیازمندان هست. هر چه هست حدیث کرونا در آینده نقل محافل نسل‏های آتی خواهد بود. امید پیش خدا و خلقش روسفید باشیم.

 

مجموع رتبه (0)

0 از 5 ستاره

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
  • هیچ نظری یافت نشد.
در خبر نامه وب سایت ما عضو شوید تا از تازه ترین خبرها و مطالب در ایمیل خود باخبر شوید.